Search English / Pashto

Facebook Logo twitter Logo Facebook Logo Facebook Logo Pinterest Logo SkypeLogo

سیر انکشافی محو تبعیضات علیه زنان

درعصرحاضر در مورد حقوق زن بسیار می گویند. عده ای برای حصول شهرت و پول، اشخاصی با اهداف سیاسی، تعدادی برای روشنفکرنمایی، بعضی به منظور خوشنودی زنان ماحول و کسانی هم به هدف ایفای وظیفه محوله و شاید عده ای قلیلی از افراد نیز با قلب و ذهن خویش باور به حقوق زن داشته باشند و با خلوص نیت به دفاع از زنان بپردازند. اما ضیاع حقوق زنان پیشینۀ تاریخی دارد و تا به عصرحاضر دوام نموده و بلاخره عده ای را به فکرحمایت از حقوق زنان واداشته است. دفاع از حقوق زن هم، منحصر به امروز نمی شود و چنانچه خواهیم خواند خود تاریخ طویل و پویا دارد. ملل مختلف در قرون گذشته، زن سیتزانه تاریخ بشریت را ملوث به زشتی نمودند. بابلیان زنان را مانند مال می فروختند و یا به گرو می ماندند. آشوریان گوشهای کنیزان خود را بدلیلی که حجاب می نمودند، می بریدند در حالیکه سایر زنان آشوری مکلف به حفظ حجاب بودند. ایرانیان با زنان محارم (مادر، دختر، خواهر) خود ازدواج می کردند. هندوها بعد از فوت شوهر، زن را نیز با وی می سوزاندند و یا زنده دفن می نمودند.
چینایی ها نوزادان دختر را در دشت رها می کردند تا از فرط سرما هلاک شوند و یا حیوان درنده ای آنانرا بخورد. جاپانیان به زن ارث نمی دادند، زن حق مالکیت نداشت و پدر حق داشت دختر خود را در بازار برده فروشان به فروش رساند. یونانیان زن را تنها، وسیلۀ تولد می دانستند و از دراختیار گذاشتن زنان خویش به مردان دیگر، شرمی نداشتند.
رومی ها از نوزاد دختر نفرت داشتند، به طفل و زن اهلیت حقوقی قایل نبودند و شهادت شان در محاکم پذیرفته نمی شد، شوهر می توانست خانم خود را به قتل برساند.
عربها به محض شنیدن تولد دختر خشمگین می شدند و بعضاً دختران نو تولد شده خود را با قساوت قلب زنده به گور می کردند.
امروزه در کشورهای متمدن و پیشرفته نیز زنان به عنوان مادون مردان، در کارهای دولتی، تولیدی، تجارتی و خدماتی قرار دارند کمتر از مردان مزد می گیرند، بدلیل زن بودن و مشکلات زنانگی استخدام نمی شوند، به آسانی پیشرفت نمی کنند و به پست های بالاتر دست نمی یابند. زنان در بعضی ادارات تنها به علت زیبایی انتخاب می شوند و زنانی که از نعمت زیبایی محروم هستند، به مشکل کار می یابند. زنان به کار های کم در آمد محدود شده اند، در حالیکه کارهای پُر درآمد هنوز اختصاص به مردان دارد.
زنان باید برای اثبات لیاقت و شایستگی خود، به سختی کوشش نمایند تا مدارج عالی را بپیمایند ولی مردان روند صعود شغلی خویش را به آرامش طی می کنند. اکثر زنانی که در بیرون از خانه شغلی دارند، باید به پرورش و نگهداری اطفال خود و امورات منزل نیز رسیدگی نمایند. ولی مردان بعد از ختم کار، یا اصولاً توجهی به این گونه موارد ندارند و یا هم به اندازۀ مساوی، سهم خویش را ایفاء نمی کنند و تنها به مساعدت کوتاه و کوچکی به خانمشان اکتفاء می نمایند.
تبعیض بین زن و مرد در دنیای متمدن به مسایل مربوط به کار، خلاصه و ختم نمی شود. ولی به هر حال وضعیت نابسامان و خشونت بار زنان جوامع عقب مانده به مراتب وخیم تر، درد آور تر و رقت بار تر از کشورهای متمدن می باشد. بعضاً برخورد با زنان یاد آور دوران بدوی و بربریت بشریت که فوقاً ذکر رفت می شود و گاهی هم چندش آورتر از آن. در عصری که مدنیت به قله های مرفوع خویش دست یازیده است، در هنگامی که فرهنگ، اقتصاد، تکنالوژی، قانونمندی، نظم و مدیریت، دولتداری و حضور وسیع جامعهٔ مدنی کم یا زیاد در هر کشور و به نحوی از انحاء وجود دارد، ما شاهد خرید و فروش، لت و کوب، تجاوز جنسی، قتل، تحقیر، تخویف و انواع تبعیضات بین زن و مرد، در اکثریت کشورهای جهان هستیم.

دیدگاه اسلام در مورد زن:
از حضرت ابو هریره (رح) روایت است که « مردی نزد رسول الله (ص) آمد و گفت: یا رسول الله از مردم چه کسی را خدمت کنم؟ حضرت محمد (ص) فرمود: مادرت را. مرد بار دیگر پرسید: پس از او چه کسی را؟ باز رسول الله (ص) فرمود: مادرت را . مرد گفت: دیگر چه کسی را؟ حضرت محمد (ص) فرمود: مادرت را.
آن مرد برای بار چهارم از حضرت رسول خدا (ص) پرسید: دیگر چه کسی را خدمت کنم . حضرت محمد (ص) فرمود: پدرت را. »
حضرت محمد (ص) در آخرین سخنان خویش در حجة الوداع در مورد رفتار مردان با زنان چنین توصیه فرمودند:
« ای مردان با زنان خویش به نیکی رفتار نمایید و با ایشان مهربان باشید، زیرا که آنان شریک و یاری دهندۀ شما در دین هستند.».
همچنان در قرآنکریم در مورد برابری در زندگی دینی زن و مرد در سورهٔ احزاب، چنین می خوانیم: ترجمه: « مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان پرهیزگار و زنان پرهیزگار، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان فروتن و زنان فروتن، مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاک دامن و زنان پاک دامن، مردانی که خدا را فراوان یاد می کنند و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند، خدا برای همۀ ایشان آمرزش و پاداش بزرگ فراهم ساخته است.».
و در ارتباط به تساوی میان زن و مرد در قرآنکریم در سورۀ حجرات چنین می خوانیم: ترجمه: « ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید و بدانید که گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوی ترین شما است.».
خداوند (ج) در سورۀ اعراف می فرماید: « خداوند آن کسی است که شما را از یک جنس آفرید، و همسران شما را از جنس شما ساخت تا شوهران در کنارهمسران بیاسایند.».
همچنان خداوند(ج) در سورۀ توبه زن و مرد را در انجام مسئولیتهای اساسی اجتماعی، یکسان می داند و در زمینه چنین می فرماید: « مردان و زنان مؤمن، برخی دوستان و یاوران برخی دیگرند، همدیگر را به کارنیک می خوانند و از کار بد باز می دارند، و نماز را چنانکه باید، می گذارند و زکات را می پردازند و از خدا و پیغمبرش فرمانبرداری می کنند. ایشان اند که خداوند بزودی ایشان را مشمول رحمت خود می گرداند.».
در قسمتی از سورۀ لقمان در مورد احترام به مادر، انسانها، چنین ارشاد شده اند: ترجمه: « ما به انسان دستور می دهیم که به پدر و مادر خود نیکی کند، زیرا که مادرش او را با رنج و مشقت حمل می کند و با رنج و مشقت وضع می کند و دوران حمل و از شیرگرفتن او سی ماه طول می کشد…».
در کتاب معجم کبیر حدیث زیبایی در مورد مادر از بزار نقل شده است، این حدیث چنین است: « مردی که مادر خود را به پشت خود حمل کرده به دور کعبه طواف می داد، از پیامبر(ص) پرسید:
آیا حق او را ادا کرده ام ؟ پیامبر(ص) فرمودند حتی حق یک چیغ را . مفهوم آن اینست که تو حق یکی از چیغهای را که مادرت در هنگام ولادت می کشید ادا نکرده ای ».
نسایی و ابن ماجه در کتاب الجهاد شان از پیامبر(ص) چنین نقل کرده اند:« شخصی نزد پیامبر(ص) رفت و گفت: یا پیامبر (ص) می خواهم به جهاد بروم، آمده ام تا از شما در مورد مشوره بگیرم. پیامبر(ص) فرمود: آیا مادر داری ؟ گفت: بلی. پیامبر(ص) فرمود: پس با مادرت باش که بهشت زیر پای اوست.».
ابو داود در کتاب الطلاق و احمد در مسند چنین روایت کرده اند: « زنی به پیامبر(ص) گفت: یا رسول الله این پسرم که شکمم جایگاهش بود واز پستانهایم شیرمی نوشیدو آغوشم پناهگاهش بود. اینک پدرش که مرا طلاق داده می خواهد اورا از من بگیرد. پیامبر(ص) فرمود: تا زمانی که شوهرنکرده ای درنگهداری وحضانت طفل مستحق ترهستی.».
در مورد اولاد دختر، احمد در کتاب مسند از ابن عباس (رض) از حضرت محمد(ص) چنین روایت کرده است: «هرمسلمانی که دو دخترداشته باشد و با آنها در مدتی که باوی هستند، نیکویی کند، قطعاً آن دو دختر او را داخل بهشت خواهند ساخت». در مورد ارزش زن شایسته انس ابن مالک از حضرت محمد(ص) چنین روایت کرده است:
« کسی را که خداوند همسر نیک نصیب کند بی شک او را در محافظت از نیم دینش کمک کرده است. پس در حفظ نصف دیگر دین خود، از خدا بترسید.».
امام نسایی در کتاب النکاح، در مورد ممانعت از ازدواج اجباری چنین از حضرت بی بی عایشه رضی الله عنها روایت کرده است: «دختر جوانی نزد ایشان آمد و گفت: پدرم مرا به برادر زاده اش به نکاح داده تا خست خود را بالا ببرد، من راضی نیستم. حضرت عایشه به آن دخترگفت: بنشین تا پیامبر(ص) بیاید. رسول الله (ص) آمد و عایشه او را از موضوع آگاه ساخت. پیامبر(ص) پدر آن دختررا به نزد خود خواست و اختیار حل و فصل قضیه را در دست دختر قرار داد. سپس دختر گفت: یا رسول الله ! اکنون به آنچه پدرم عمل کرده است، تن می دهم، فقط می خواستم بدانم که آیا دختران در این مورد صلاحیت و حقی دارند یانه ؟»
ابوداود در کتاب نکاح از ابن عباس (رض) روایت کرده است: دختری نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: پدرم مرا در حالی که رضایت ندارم به نکاح داده است. پیامبر(ص) به دختراختیار داد که نکاح را قبول کند و یا رد نماید.».
امام بخاری، ابوداود، نسایی و ابن ماجه همه در کتاب النکاح روایت کرده اند که: « خانمی بنام خنسا بنت خدام انصاری گفته است: در حالیکه بیوه بودم پدرم مرا به نکاح شخصی داد. چون از نکاح راضی نبودم نزد پیامبر (ص) رفتم و پیامبر(ص) نکاح مرا فسخ کرد.».
همچنان باید گفت که نقش زنان صدر اسلام در مراحل مختلف دعوت اسلام نیز برجسته بوده است. زنان در راه دفاع از اسلام شکنجه شدند، همچنان در هجرت اول مسلمانان از مکه به حبشه سهم داشتند در این هجرت یازده مرد و چهار زن شرکت کردند.
مسلمانان باز هم بر اثر فشارغیرمسلمانان مجبور به هجرت دوم ازمکه به حبشه شدند در این هجرت ۸۳ نفر مردان بودند و حدود ۲۱ نفرزنان نیز شرکت داشتند.
زمانی که زندگی مسلمانان در مکه بی اندازه مشکل گردید، آنان مجبور شدند که از مکه به مدینه هجرت نمایند. تعداد زیادی از زنان، مردانرا رها نکرده و به هدف حفظ دین از مکه به مدینه هجرت نمودند.
زنان باپیامبراسلام (ص) پیمان های مختلف نمودند مانند: پیمان ایمان وعقیده، پیمان یاری و جهاد، پیمان بر ایمان بعد از هجرت، پیمان رضوان (بیعت پایدار)، پیمان بعد از فتح مکه. زنان در جنگ های مسلمانان در صدر اسلام نقش مهمی داشتند. زنان در جنگ احد، در جنگ خندق، در جنگ خیبر، در جنگ حنین، در جنگ با مرتدین از خود شجاعت ها و شهامت نشان دادند و ثابت کردند که زنان نیز می توانند در دشوار ترین کارها شرکت نمایند و شجاعانه و بدون هراس پابه پای مردان، قدرت روحی و فیزیکی خویش را برای نیل به اهداف مشترک به خدمت گذارند.
همچنان زنان بعد از حضرت محمد (ص) در فتوحات اسلامی بصورت چشمگیری شرکت نمودند. زنان در فتوحات شام وعراق از خود رشادتهایی به نمایش گذرداند که تاریخ بشریت به خاطر نداشت.
زنان مسلمان در عرصه علم و دانش نیز توانمندیهای خود را در صدراسلام به نمایش گذاشتند. به طور نمونه حضرت عایشه رضی الله عنها در راهنمایی مردان برای فهم دساتیر اسلامی نقش مهمی ایفاء نمود چنانچه به روایت از ترمزی ابوموسی اشعری می گوید:« هرگاه ما (اصحاب رسول الله (ص)) در فهم حدیثی به مشکل روبرو می شدیم و در مورد آن از بی بی عایشه می پرسیدیم، حتماً از او، دربارۀ آن حدیث علمی را می یافتیم.».
امام ذهبی می گوید: « عایشه به طور مطلق فقیه ترین زنان امت اسلام بود.».
وی همچنان گفته است: « درامت محمد(ص) بلکه بصورت مطلق در میان زنان کسی را داناتر از عایشه نمی دانم.».
زنانی مثل حضرت بی بی خدیجه، سمیه، فاطمه، عایشه، اسماء، ام عطیۀ انصاریه، حفصه بنت سیرین، سکینه بنت حسین، و …. از جملۀ هزاران زنی هستند که تاریخ اسلام به افتخار از آنان نام می برد و یاد و نامشان جاودانه در صفحات تاریخ خواهند درخشید، دین مقدس اسلام برای دادن حقوق ضایع شدۀ آنانی به میان آمد که در طول تاریخ زورمندان حقوق شانرا غصب نموده بودند. زنان، اطفال و بردگان، انسانهای بودند که مانند مال و حیوان خرید و فروش می شدند و از هیچ نوع حقوق انسانی بهره مند نبودند.
بعد از به میان آمدن دین اسلام زن در محراق توجه دساتیر الهی قرار گرفت و به سایر انسانها این پیام داده شد که نباید حق هیچ انسانی تلف گردد و هیچ انسانی بر دیگری برتری و رجحان ندارد.
نخستین حق زن حق زندگی وی است وحق حیات زن با مرد هیچ فرقی ندارد چنانچه نسایی با سند مرفوع از عمربن خدم روایت کرده است که پیامبر اسلام (ص) فرمودند:« مرد در برابر زن کشته (قصاص) می شود».
همچنان نسایی در کتاب قسامه و ابو داود در کتاب الدیات روایت کرده اند که حضرت محمد(ص) چنین فرمودند: « خون مسلمانان با هم مساوی است .».
از احادیث فوق به سهولت می توان استنباط نمود که ارزش زن و مرد با هم برابر است و هرگاه مردی زنی را به قتل رساند، قاتل در برابر قتلی که کرده است و زنی را به قتل رسانیده است قصاص شده و کشته می شود.
دومین حقی که زن بصورت مساوی با مرد دارد حق تساوی بین زن و مرد است. چنانچه خداوند (ج) در سورۀ حجرات قرآنکریم چنین ارشاد فرموده است: ترجمه: « بی شک گرامی ترین شما در نزد خداوند (ج) با تقوی ترین شما است. ». یعنی معیار برتری نزد خداوند (ج) جنسیت انسانها نبوده بلکه تقوی و پرهیز گاری آنان می باشد. به عبارت دیگر ارزش یک زن با تقوی نزد خداوند (ج) بیشتر از مرد کم تقوی است و یا ارزش یک مرد با تقوی زیاد تر از اهمیت یک زن کم تقوی می باشد.
حق آزادی سومین حقی است که اسلام برای زن اعطاء کرده است. زن می تواند طبق دساتیراسلامی برای فراگیری علم، ادای نماز، کار و مرفوع نمودن سایر نیازمندیهای دینی و دنیوی خود از منزل خارج شود. چنانچه هنگامیکه در مورد بیرون رفتن سوده ، همسرپیامبر اسلام (ص) پرسشی پیش آمد، آن حضرت (ص) به همسرش سوده اجازه داد تا برای رفع مشکلات و ضروریاتش از منزل بیرون رود.
کار زنان در بیرون از خانه از دیدگاه اسلام مشکلی ندارد. چنانچه دختران شعیب نبی (ع) گوسفندان را به چراگاه می بردند.
شفا بنت عبدالله در زمان خلافت حضرت عمر( رض) در بازار محتسب بود. سمراء بنت نهیک اسدی وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را انجام میداد. حضرت بی بی عایشه در جنگ احد به جنگجویان آب می داد و زمانی هم قوماندان جنگ بود ابن عطیۀ انصاری در هفت جنگ با پیامبر(ص) به جهاد رفت. ربیع بنت معوذ به جهاد می رفت و زخمیان را تداوی می کرد. ام منذر بنت قیس در زمان حضرت رسول (ص) در بازار خرما می فروخت. اسما بنت مخرمه بن جندل عطر فروش بود، وی از یمن عطر وارد می کرد و در مدینه می فروخت.
ابن خرم در کتاب (المحلی) می نویسد: « عمر بن خطاب (رض) زنی بنام شفا را شاروال تعین نموده بود.».
کار زنان فوق الذکر در صدر اسلام بیانگر آنست که اسلام هیچ گونه مخالفتی با کار زنان در بیرون از منزل ندارد.
مداخله و شرکت زنان در امور دولتی حق دیگری است که اسلام به زنان قایل شده است.
در حدیث صحیح آمده است که رسول الله (ص) در روز حدیبیه نزد مادر سلمه رضی الله عنها آمد و شکایت کنان فرمود: به یاران فرمان دادم که قربانیهای خود را بکشند و موهای خود را بتراشند، اما آنان ناراحت شدند و این کار را نکردند. ام سلمه گفت: ای پیامبر خدا اگر می خواهی این کار عملی گردد ابتدا خودت شتر خود را قربانی کن و موهای سرت را بتراش. حضرت رسول (ص) این کار را انجام داد سپس سایرین نیز چنین کردند.
خلفای راشدین نیز از زنان در مورد مسایل متعدد مشوره می خواستند. از آنجا که پیامبر اسلام (ص) و سایر خلفای راشدین در صدر اسلام از زنان مشوره می خواستند، این به آن معنا است که زنان می توانند پست های مهم دولتی و غیر دولتی را نیز احراز نمایند.
زنان طبق دساتیر دین مبین اسلام از حقوق اجتماعی خود نیز بهره مند می شوند. زنان می توانند به مسجد بروند و در نماز جماعت پنج گانه شرکت نمایند. زنان می توانند در فعالیات علمی و فرهنگی اشتراک ورزند، در اجتماعات عمومی حضور یابند، همسر خود را انتخاب کنند، و به منظور سلامت جسم و روح، ورزش نمایند.
قبل از دین مقدس اسلام، مدنیت های مختلف گذشته حق میراث را برای زنان قایل نبودند. اما اسلام حق میراث زنان را به رسمیت شناخت.
همچنان اسلام حقوق خاصی را برای زنان قایل شد و شوهران را مکلف نمود تا به زنان شان مهریه و نفقه بپردازند و به مردان دستور داد تا باید با زنان به روش نیکو و پسندیده برخورد نمایند. چنانچه خداوند(ج) در سورۀ نساء می فرماید: ترجمه: « و با زنان خود بطور شایسته معاشرت کنید.».
ترمذی از ابوهریره روایت کرده است که پیامبر اسلام (ص) فرمود: « کامل ترین مومنان، نیکو خلق ترین آنان است و بهترین شما کسی است که با اهل و خانم خویش بهترین اخلاق را داشته باشد.».
ابن ماجه از حضرت بی بی عایشه روایت کرده است که حضرت محمد (ص) چنین فرمود: « بهترین شما کسی است که در رفتار با اهل و همسرش، بهترین شما باشد و من بهترین شما در رفتار با اهل و خانواده ام هستم.».
بناءً می توان دانست که دین مقدس اسلام ارزش والای زن را که در طول قرون تاریخ از او به یغما برده بودند، بوی باز گرداند، به زن عظمت و عزت داد و بر روی زخمهای کهنۀ زن و رنج های عمیق او که به پهنا و درازای تاریخ پر از قساوت و بربریت بشریت بود، مرهم گزارده و آنرا التیام بخشید.
گرچه آنچه را فوقاً ذکر نمودیم فقط و فقط بخشی کوچک از رهنمود های پربهای اسلام در مورد زنان می باشد و نمی تواند در برگیرندۀ تمام زوایای حقوق زنان در اسلام باشد ولی می تواند بصورت کل بیانگر اصولی باشد که برای شماری از مردم مکتوم و پوشیده باقی مانده و از آن اطلاعی ندارند. بی اطلاعی عده ای از مردم سبب شده است که با خشونت و زشتی با زنان رفتار نمایند و هرگز احساس نکنند که چنین رفتاری کاملاً در مغایرت با اصول شرعی و اسلامی قرار دارد و گناهی عظیم را مرتکب می شوند و چنین اشخاص سزاوار عقوبت سختی خواهند بود.
با کمال تاسف باید اذعان داشت که در کشور ما افغانستان مانند بسیاری از کشورهای جهان، خشونت، بد رفتاری و حق تلفی برعلیه زنان به شدت جریان دارد. زنان مورد آزار و اذیت، لت و کوب، قتل، خرید و فروش، بد دادن، مجبور کردن به خودکشی و خود سوزی، تجاوز جنسی، فحشاء اجباری، نکاح اجباری، دشنام، انزوای اجباری، تحقیر، ممانعت از تصرف اموال شخصی، ممانعت از حق تعلیم و تحصیل و کار و دسترسی به خدمات صحی، کار اجباری و سایر انواع خشونت قرار دارند. خشونت برعلیه زنان تنها به کشور ما محدود نمی شود بلکه سایر کشورهای جهان نیز از این پدیدۀ شوم رنج می برند. به همین دلیل است که جریانات دفاع از حقوق زنان در سراسر جهان بوجود آمده است. از جمله کمشنری مرکز زنان سازمان ملل متحد معاهدۀ حقوق سیاسی زنان را درمجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح نمود که در سال «۱۹۷۶» به تصویب رسید. کمشنری زنان سازمان ملل متحد در سال «۱۹۷۳» اقدام به تسوید کنوانسیون رفع کلیۀ انواع تبعیض علیه زنان (Convention on the Elimination of All Forms Of Discrimination Against Women) کرد که در تاریخ ۲۸/۱۲/۱۹۷۹ از جانب سازمان ملل متحد به تصویب رسید و بعد از امضای پنجاه دولت به تاریخ ۳/۱۲/۱۹۸۱ نافذ شد.
تاکنون ۱۹۱ کشور جهان از جمله ۵۱ کشور اسلامی عضویت کنوانسیون را پذیرفته اند. این کنوانسیون در میان معاهدات حقوق بشری بین المللی از لحاظ تعداد کشورهای ملحق به آن بعد از کنوانسیون حقوق اطفال که ۱۹۲ عضو دارد، مقام دوم را داراست.
کنوانسیون رفع کلیۀ انواع تبعیض علیۀ زنان دارای یک مقدمه، شش بخش و سی ماده می باشد. در قسمتی از مقدمه چنین می خوانیم: «تبعیض علیۀ زنان ناقض اصول برابری حقوق و احترام به کرامت انسانی است و مانع شرکت زنان در شرایط مساوی با مردان در زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور و نیز گسترش سعادت جامعه و خانواده شده ….».
و در قسمتی دیگر از مقدمه چنین آمده است: «سهم عمدۀ زنان در تحقیق رفاه خانواده و پیشرفت جامعه، که تا کنون کاملاً شناسایی نشده است، اهمیت اجتماعی مادر بودن و نقش والدین در خانواده و در تربیت کودکان ….».
قسمت اول، (از مادۀ «۱» تا «۶») مواد «۳۰» گانۀ کنوانسیون، به بیان اصول اساسی مرتبط به رفع تبعیض علیۀ زنان می پردازد. مادۀ «۱» تبعیض علیه زنان راچنین تعریف می نماید:« هرگونه تمایز، استثناء، یا محدودیت بر اساس جنسیت که بربه رسمیت شناختن حقوق بشر زنان و آزادیهای اساسی آنان و بهره مندی یا استفاده از حقوق بشر وآ زادیهای اساسی زن …. اثر مخرب بگذارد، تبعیض محسوب می شود.».
بخش دوم کنوانسیون، مواد «۷ » تا «۹» به حق مساوی مشارکت زنان در زندگی سیاسی، عمومی، احراز مشاغل، مقامات سیاسی و اجتماعی می پردازد.
علاوتاً به زنان در مورد کسب، تغیر یا حفظ تابعیت، حقوق مساوی با مردان می دهد. حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در قسمت سوم، مواد « ۱۰ » تا « ۱۴ » مورد بررسی قرار می گیرد. بخش چهارم، مواد « ۱۵ » تا «۱۶ » به مسایل تساوی زن در برابر قانون و مسایل مربوط به خانواده می پردازد.
بخش پنجم، مواد «۱۷» تا «۲۲» شامل مقررات مربوط به نظارت می شود.
و بلاخره قسمت ششم ،مواد «۲۳» تا «۳۰»، مقررات شکلی مربوط به تصویب و الحاق، میعاد انفاذ کنواسیون، درخواست تجدید نظر، اعلام تحفظ، حق شرط « Reservation » و . . . را بیان می نماید.
کلیۀ کشور های جهان که به کنوانسیون پیوسته اند، تمام مواد کنوانسیون را نپذیرفته اند، بلکه شماری از این کشورها مفاد کنوانسیون را بدون قید و شرط وعده ای کشور ها نیز با ارائه شروطی به کنوانسیون ملحق شده اند.
بعضی از دولت ها بر اساس بند «۲» مادۀ «۲۹» کنوانسیون نسبت به بند «۱» مادۀ متذکره، حالت رجوع حل اختلاف در تفسیر یا اجرای کنوانسیون به دیوان بین المللی عدالت، اعلام حق شرط نموده اند. شماری از دولتها در ارتباط به بیان حقوق ماهوی، شرط های را ابراز داشته اند. تعداد کثیری از کشورهای اسلامی نیز در ارتباط به مادۀ «۱۶» کنوانسیون که مربوط تساوی حقوق زن و مرد در مورد ازدواج، انحلال آن، حقوق و وجایب دوران زندگی مشترک زن و شوهر و حضانت و تربیت اطفال می شود و نیز بند «۲» مادۀ «۹» که در مورد اعطاء تابعیت مادر به طفل، تذکر رفته، شروطی وضع نموده اند.
بعضی از کشورهای اسلامی مانند عربستان سعودی و لیبیا اعلام داشته اند که: «ضمن تصویب کنوانسیون، خود را به اجرای مقرراتی که در مغایرت با شریعت اسلامی باشد، ملزم نمی دانند.» .
افغانستان در سال «۱۹۸۰» این کنوانسیون را امضاء نمود ولی تصویب نکرد، «۲۴» سال بعد از امضاء، کنوانسیون در سوم مارچ سال «۲۰۰۳»، به تصویب افغانستان نیز رسید. اما هیچ نوع حق تحفظ، یا حق شرط و یا حق تحدید تعهد (Reservation) در مورد کنوانسیون را قبل از تصویب برای خود منظور نکرد، که البته در این مورد عده ای از حقوقدانان کشور، ملاحظاتی را تا کنون عنوان نموده اند، از جمله اینکه افغانستان نخواهد توانست، تمام مفاد کنوانسیون را در ساحۀ عمل نیز اجراء نماید.
در دورۀ جدید و حضور گستردۀ جامعۀ جهانی در کشور، دولت افغانستان علاوه بر تصویب کنوانسیون رفع کلیۀ انواع تبعیض علیه زنان، سعی نمود تا توجه مزید تری بر زنان محروم کشور مبذول نماید. بتاریخ (۴/۱/۲۰۰۴) قانون اساسی کشور تصویب گردید. فصل دوم قانون اساسی تحت عنوان حقوق اساسی و وجایب اتباع، توانسته است معیار های ارزشمندی را برای شهروندان افغانستان به ارمغان آورد . بویژه مواد «۲۲»، «٤٤» و «۵٤» این قانون توجه جدی خود را به جانب زنان معطوف نموده است.
اما نباید فراموش نمود که اشتراک کنندگان کنفرانس بن در سال «۲۰۰۱» به جامعۀ جهانی تعهد سپردند که منافع زنان درافغانستان را برآورده نمایند. شاید اجراات بعدی نیز ناشی از همین تعهد باشد. در هشتم سپتامبرسال «۲٠٠٠» مجمع عمومی سازمان ملل متحد شهرنیویارک ایالات متحدۀ آمریکا دایر گردید.
افغانستان در این جلسۀ حضور نداشت . مجمع عمومی در این سال اهداف انکشافی هزاره را تدوین و تصویب نمود. افغانستان در مارچ سال «۲٠٠٤» این اهداف را تصویب کرد. جامعة جهانی تعهد سپرده بود تا در کشورهای شان اهداف « MDG » را الی سال «۲٠۱۵» عملی نمایند. ولی افغانستان بدلیل جنگ و عدم دسترسی به اطلاعات، زمان نیل به این اهداف را سال «۲٠۲٠» تعین نمود.
این اهداف هشت مورد تعین شده اند وافغانستان مورد نهم (تحکیم امنیت) را نیز به آن افزود. اهداف دوم، سوم، چهارم و پنجم آن بصورت مستقیم و یا غیرمستقیم به زنان مرتبط می شود. اما هدف سومی (MDG3) بصورت کاملاً مستقیم به زنان ارتباط گرفته و از اهمیت خاصی برخوردار است. این هدف عبارت از: « ارتقای تساوی جنسیت (جندر) و توانمندی زنان » می باشد.
دولت افغانستان متعهد است تا اهداف انکشافی هزاره «MDG3» را در استراتیژی ملی افغانستان ادغام نماید. استراتیژی ملی افغانستان پالیسی ها، نهادها و منابعی را بکار خواهد برد تا بتواند به این هدف و سایر اهداف، الی سال «۲٠۲٠» دست یابد. در سطح جهانی بتاریخ «۷» مارچ «۲٠٠۸» مشعل قهرمانی «MDG3» طرح ریزی شد تا به شخصی داده شود که فعالیات قابل ستایش و با ارزشی برای حمایت از تساوی جنسی و توانمندی زنان انجام داده باشد و باید متعهد گردد که این گونه فعالیات را گسترش داده و خدمات ارزنده تری در این راستا انجام میدهد.
مشعل «MDG3» تاکنون به افرادی مانند: بان کی مون رییس سازمان ملل متحد، رییس بانک جهانی و وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا اعطاء گردید. خوشبختانه بتاریخ «۱۰» جنوری سال «۲٠۱٠» آخرین مشعل به خانم فرشته کریمی رییسه دفتر دقانون غوښتونکی از افغانستان داده شد.
علاوتاً استراتیژی انکشاف ملی نیز تعهداتی برای تساوی جنسی در افغانستان اعلام نموده است که بیانگر جدیت دولت در مورد مسایل مربوط به زنان می باشد.
کمسیون مستقل حقوق بشر، وزارت امور زنان، کمسیون محو خشونت علیه زنان، موجودیت نهادهای فراوان جامعۀ مدنی، قانون منع خشونت علیه زنان و …. از دیگر دستاوردهای افغانستان در مورد زنان محسوب می شود.
اما هنوز واقعیت تلخ موجودیت خشونت در برابر زنان، انکار ناپذیراست. هنوز زنان نمی توانند از حقوق شان بگونه درست بهره مند گردند. فلهذا ایجاب می نماید تا به دامنه فعالیات افزود و نباید به اوراقی بنام قانون و یا معاهده اکتفاء نمود و به تدویر جلسات، کارگاه ها و کنفرانسها بسنده کرد.
امروز عصر زور گویی روز به روز رو به زوال می رود و قدرت جسمی نمی تواند معیاری برای برتری باشد. مرد نباید به علت قدرت جسمانی ، خود را فراتر از زن بداند. عنقریب هوشیاری و دانایی ، محبت وعاطفه و معنویات ، تلاش و خدمت به همنوع جای زور و تفنگ را خواهد گرفت. عدم تساوی بین زن و مرد و سایر تبعیضات و نابرابری ها را باید در خود، در خانۀ خود، در محل کار خود ، در کوچه و سرک و بازار از بین ببریم. زیرا که خداوند (ج) انسانرا آفرید و نزد او فرقی بین زن و مرد وجود ندارد. تنها باور کامل و عمیق به همین جملۀ فوق می تواند نا برابری و بی عدالتی را محو و نابود سازد.
تا زمانی که من و تو از خود شروع نکنیم ، تا زمانی که باورهای نادرست خویش را تذکیه نکنیم ، تا زمانی که راز خوشبختی و سعادت را در احترام به حقوق سایرین نیابیم. تا زمانی که انسانیت را در منطق جستجو نکنیم و برای رسیدن به سعادت و خوشبختی به زور و پول متوصل شویم ، هیچ گاهی نباید خود را انسان بنامیم و به خویش ببالیم.
جامعه و دولت باید بصورت مساویانه به آزادیهای سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و مدنی زن و مرد توجه نموده و به آن بها داده وامکانات لازم را برای دسترسی به این آزادیها فراهم آورند.
اصلاح قوانین و مقررات نیز گامی بس مهم و ارزنده در راستای رفع انواع تبعیضات پنداشته می شود. خانواده باید به عنوان رکن اساسی جامعه مورد توجه واقع گردد و خشونت زدایی و برابری باید از خانواده آغاز شود. باید با هر نوع سوء استفاده از زن برخورد قاطعانه و قانونی صورت بگیرد. زنان باید از حق تعلیم و تحصیل، حقوق سیاسی ، حق کار، حق ازدواج ، حق دسترسی به امکانات صحی، حق ورزش ، حق مزد مساوی در برابر کار مساوی ، حق استفاده از بیمه های اجتماعی ، حق داشتن امتیازات کافی در دوران بارداری و ولادت ، حق ملکیت و استفادۀ آزادنه از آن و…. بصورت مساویانه با مردان برخوردار گردند. چنانچه گفته شد سخنان زیبای فوق باید از روی اوراق قوانین و میثاق های بین المللی خارج گردیده و در عرصه عمل به منصۀ اجراء گذاشته شود.
یکی از راههای عملی نمودن مفاهیم فوق الذکر آگاهی دهی عامه می باشد. باکمال تأسف چندین دهه جنگ و ناامنی سبب فروپاشی نظام اجتماعی گردید. آوارگی، بی خانمانی، بی سوادی، فقر، بی کاری و…. از دستاوردهای شوم این جنگ تحمیل شده، برملت افغان شمرده می شود که در نتیجه اکثر مردم از کاروان علم و دانش و تمدن، سالها بدور ماندند، آشیانه های علم و دانش سوخت و زمینه های فراگیری و تحصیل نابود گردیدند. پس سالهای پرتلاش زیادی نیاز است تا این قامت خمیدۀ افغانستان دوباره استوار گردد. حاصل جنگ تنها آنچه گفته آمدیم ، نبود. بلکه خشونت جنگ، در خون و پوست ما رخنه کرد طوریکه اکنون ما هر مشکلی را با خشونت و گلاویزی حل می نماییم. این خشونت نهادینه شده، ضربۀ اساسی خویش را بر ضعفاء وارد می آورد و زنان به علت قوای جسمانی ضعیف تر نسبت به مردان آسیب پذیر ترین افراد محسوب می شوند. اما آگاهی دهی و اطلاع رسانی به مردم می تواند آنان را از این فلاکت برهاند. زیرا آنگاه زنان خواهند دانست که از چه حقوقی برخور دارند و چگونه می توانند آنرا بدست آورند. مکرراً باید افزود که هرگز نباید فراموش نمود، این نوشته های سیاه بر روی کاغذ سفید، تنها زمانی مفیدند که آنرا درعمل بکار بندیم، در غیر آن خطوطی متروک خواهند گشت، به تاریخ خواهند پیوست و به فراموشی سپرده خواهند شد.

نجیب الله عزیزی، معاون دفتر
دقانون غوښتونکی
کابل – افغانستان