Search English / Pashto

Facebook Logo twitter Logo Facebook Logo Facebook Logo Pinterest Logo SkypeLogo

قانون اجراات جزایی موقت برای محاکم

فصل اول
احکام عمومی
قواعد قابل تطبیق
مادة اول  محکمه ابتدائیه متشکل از سه قاضی بوده که یکی از انها رئیس محکمه میباشد در مناطقی كه اجراآت عادی محاکم توسط سه نفر قاضی بنابر دلایل امنیتی صورت گرفته نتواند، رئیس محکمه مرافعه ولایت صلاحیت دارد یک نفر قاضی را توظیف نماید تا قضایای محکمه مربوط را منفرداً رسیدگی نماید
ثبت اقدامات اجرائی
مادة دوم
(1) اقداماتیکه در زمینه تطبیق قانون اجراآت جزائی مؤقت برای محاکم صورت میگیرد، توسط مسئولین امور مربوط بصورت کتبی ذیلاً ثبت میگردد
الف- فعالیتهای پولیس عدلی توسط یکی از اعضای پولیس که در عملیات اشتراک نموده است
ب- فعالیتهای خگارنوالی توسط کارمند مؤظف
ج- فعالیتهای قاضی توسط محرر محکمه
(2) فعالیتهای ثبت شده مندرج فقره (1) این ماده حاوی متن کامل و يا خلص اظهارات مظنون، متهم، متضرر، شهود و اهل خبره در جریان سمع می باشد
(3) تمام اظهارات مظنون، متهم، متضرر و شهود حاوی امضاء آنها میباشد،اگر شخص توانائی امضاء را نداشته باشد میتواند شصت بگذارد
(4) در صورتيکه اشخاص مندرج فقره (3) این ماده از امضاء کردن امتناع ورزند و يا امکانات امضاءميسر نباشد، مامور موظف مكلف است جریان موضوع را یادداشت وثبت نماید
(5) تمام اجراآت مندرج این ماده که از طرف مامور موظف ثبت و یادداشت گردیده است، اسناد رسمی شمرده میشود
در صورتیکه مامور موظف تمام اجراآت مندرج این ماده را یادداشت و ثبت نه نموده باشد، چنین پنداشته میشودکه در قضیه هیچ نوع اقدام قانونی صورت نگرفته و مامور موظف مسوول شناخته میشود
مدت
مادة سوم
(1) میعاد اجراآت رسیدگی جلسات قضائی به اساس ساعت و روز سنجش میگردد
(2) هرگاه روز اخیر میعاد اجراآت رسیدگی قضیه به روز رخصتی عمومی تصادف نماید، این میعا د صرف برای یک روز دیگر تمدید شده میتواند
(3) در محاسبه میعاد رسیدگی قضیه ساعت و یا روز آغاز کار در میعاد معینه محاسبه نمیشود
(4) آخرین ساعات میعاد قبولی ثبت اسناد و یا به اکمال رسیدن اجراآت عبارت از آخرین ساعت کاری همان روز طبق مقررات مربوط میباشد
برائت ذمه
مادة چهارم  از آغاز اقامه دعوی جزائی الی تثبیت مسئولیت جرمی که شخص به حکم نهائی محکمه محکوم علیه قرار میگیرد، بیگناه پنداشته میشوداگر فیصله باعث سلب و یا محدودیت حقوق بشری شخص میگردد بایداستوار به دلایل قانونی بوده که محدود به کشف حقیقت باشد
مظنون و متهم
مادة پنجم
(1) شخص زمانی مظنون پنداشته میشود که در هر مرحله از تحقیق، ارتکاب جرم به وی نسبت داده شود
(2) شخص زمانی متهم پنداشته میشود که از طرف خگارنوال مطابق حکم فقره (4) ماده سی ونهم علیه وی اقامه دعوی صورت گرفته باشد
(3) شخص تا زمانی متهم باقی میماند که
– محکمه به برائت وی حکم نه نموده باشد
– به اساس فیصله نهائی محکمه محکوم علیه قرار نگرفته باشد
(4) اشخاص مظنون و متهم تحت هیچگونه فشار روحی و یا جسمی قرار گرفته نمیتوانند
(5) اظهارات مظنون و متهم در فضای کاملاً آزاد اخذ ميگردد
(6) مظنون و متهم حق دارد سکوت اختیار نموده از اظهار هرگونه بیان امتناع ورزد، گرچه توسط پولیس یا مقامات قضائی تحت بازپرس قرار گیرد
(7) پولیس، خگارنوال و محکمه مکلف اند معلومات واضح را در وقت گرفتاری و قبل از استنطاق راجع به حق سکوت، حق تعیین وکیل مدافع در تمام مراحل، حق حضور در هنگام تفتیش، مقررات شناسائی مجرمین از طریق صف کشیدن، معاینات توسط اهل خبره و محاکمه برای مظنون و متهم ارائه نمایند
(8) اصطلاح “مظنون” و ” متهم” در برگیرنده تعریف وکیل مدافع شان نیز میباشد
مدت گرفتاری مؤقت
مادة ششم
(1) مدت توقیف موقت بعد از گرفتاری درجریان تحقیق طبق حکم ماده (36) تعیین میگردد
(2) محکمه ابتدائیه میتواند در جریان محاکمه مدت توقیف را برای دو ماه اضافی تمدید نماید
محکمه مرافعه میتواند در جریان محاکمه این مدت را برای دو ماه دیگر تمدید نماید
ستره محکمه در جریان محاکمه صلاحیت دارد این مدت را برای پنج ماه دیگر تمدید نماید
(3) هرگاه میعاد تمدید مندرج فقره (2) این ماده در جریان محاکمه منقضی شود، شخص توقیف شده از حبس رها میگردد

قانونیت اسناد و دلایل
مادة هفتم  دلایل و شواهدیکه بدون رعایت احکام قانون جمع آوری شده باشد، فاقد اعتبار بوده، محکمه نمیتواند مستند به آن حکم نماید
فیصله نهائی
مادة هشتم
(1) فیصله محکمه ابتدائیه زمانی نهائی و واجب التنفیذ محسوب میشود که در مدت تعیین شده به مرافعه خواهی آن اقدام نشده باشد
(2) فیصله محکمه مرافعه زمانی نهائی و واجب التنفیذ محسوب میگردد که در مدت تعیین شده درخواست فرجام خواهی به ستره محکمه تسليم داده نشده باشد
(3) فیصله های ستره محکمه قطعی و واجب التنفیذ میباشد
(4) خارنوال ابتدائیه فیصله های نهائی را در معرض تطبیق قرار میدهد، به این منظور محکمه مرافعه و ستره محکمه فیصله اتخاذ شده را با اسناد و اشیای ضبط شده دوباره به خارنوالی ابتدائیه ارسال مینماید
تزویر
مادة نهم
(1)در تمام مراحل تحقیق یا محاکمه مظنون، متهم یا مجنی علیه میتوانند علیه سند تزویری ایکه در میان دلایل اثباتیه گنجانیده شده است، اعتراض نمایند
(2) اعتراض نامه در مراحل تحقیق یا محاکمه به خگارنوال یا قاضی پی در پی ارائه میگردد
(3) درصورتیکه اعتراض نامه حین تحقیق به خگارنوال مربوط سپرده شده باشد، خگارنوال مکلف است که اعتراض نامه تزویر را به محکمه ذیصلاح ارائه نماید
(4) هرگاه خگارنوال و یا محکمه اعتراضنامه مبنی بر تزویر سند را وارد بداند، اجراآت به تعویق انداخته میشود در این صورت تحقیق مبنی بر تزویر توسط عین خگارنوال یا خگارنوال با صلاحیت دیگر آغاز میگردد
(5)در صورتیکه قضیه تزویر از طرف محکمه ذیصلاح رسیدگی و حکم نهائی در زمینه صادر گردیده باشد، جریان تحقیق و محاکمه مجدداً آغاز میگردد
(6)در صورتیکه تزویر ادعا شده ثابت نگردد، اسناد بعد از فیصله نهائی محکمه به خگارنوالی مربوط مسترد میگردد تا در حدود صلاحیت خویش در مورد تصمیم اتخاذ نماید
(7)هرگاه ادعای مظنون یا متهم، توسط خگارنوال و محکمه رد گردد، در این صورت ادعا کننده طبق احکام قانون مجازات میگردد
امتناع خگارنوال
مادة دهم
(1) خگارنوال ابتدائیه در صورت موجودیت دلایل موجه میتواند از خگارنوال مافوق تقاضا نماید تا وی را از اجرای تحقیق در قضیه مشخص معذور بدارد
(2) مظنون حق دارد با ارائه دلایل موجه که در فقره اول این ماده ذکر شده، علیه خگارنوال ابتدائیه که تحقیق را به عهده دارد، اعتراض و رد وی را از خگارنوال مافوق تقاضا نماید
(3) در صورتیکه دلایل ارائه شده خگارنوال ابتدائیه یا مظنون مورد تائید خگارنوال مافوق قرار گیرد، خگارنوال دیگری را عوض وی توظیف نموده و یا خود وی به شکایت متهم رسیدگی مینماید
امتناع قاضی
مادة یازدهم
(1) قاضی نمیتواند تحت شرائط ذیل به قضیه رسیدگی نماید
1- در صورتیکه جرم ارتکاب شده علیه قاضی و یا خویشاوندان وی صورت گرفته باشد
2- در صورتیکه قاضی به صفت مامور ضبط قضائی، خگارنوال، شاهد و یا اهل خبره در آن قضیه دخالت کرده باشد
3- درصورتیکه قاضی به صفت وکیل مدافع شخص متهم ایفای وظیفه نموده باشد
(2) در صورت موجودیت شرائط مندرج فقره (1) این ماده قاضی مکلف است موضوع امتناع خود را به اطلاع رئیس محکمه مرافعه برساند
(3) هرگاه شرائط مندرج فقره (1) این ماده متوجه تمام اعضای محکمه باشد، موضوع امتناع آنها به سمع رئیس محکمه مرافعه رسانیده میشود
(4) هرگاه شرائط مندرج فقره (1) این ماده صرف متوجه رئیس محکمه باشد، وی مکلف است که موضوع امتناع را به سمع رئیس محکمه فوقانی برساند
(5) رئیس محکمه فوقانی درخواست امتناع قاضی را بعد از علم آوری قبول یا رد مینماید  تصمیم رئیس محکمه در این مورد نهائی میباشد
(6) هرگاه رئیس محکمه فوقانی درخواست امتناع قاضی یا رئیس محکمه را بپذیرد، در این صورت قاضی دیگری را غرض رسیدگی قضیه تعیین و توظیف مینماید
(7) اجراآت دوسیه تا زمانیکه حکم نهائی رئیس محکمه فوقانی صادر گردد به تعویق انداخته میشود
سلب صلاحیت قضائی
مادة دوازدهم
(1) متهم یا خگارنوال حق دارد، درخواست سلب صلاحیت قاضی یارئیس محکمه را به اساس یکی از دلایل مندرج فقره (1) ماده یازدهم ارائه نماید
در خواست به رئیس محکمه مندرج فقره های (2، 3 و4) ماده یازدهم ارائه میگردد رئیس محکمه میتواند درخواست را رد یا قبول نماید
(2) در صورت اتخاذ تصمیم در مورد سلب صلاحیت، رئیس محکمه مربوط عوض قاضی یا رئیس که از وی سلب صلاحیت بعمل آمده قاضی دیگری را تعیین و توظیف میدارد  تصمیم رئیس محکمه قابل اعتراض نمی باشد
در این حالت اجراآت جزائی تا زمان تصمیم نهائی رئیس محکمه به تعویق انداخته میشود

تعریف جرم مشهود
مادة سیزدهم
(1) جرم در زمان ارتکاب آن مشهود پنداشته میشود
(2) مرتکب جرم مشهود شخص است که حین ارتکاب جرم طور بالفعل گرفتار شود
(3) در مواردیکه مرتکب بعد از ارتکاب جرم فرار نماید و بلافاصله توسط پولیس، شخص متضرر و یا اشخاص دیگر تحت تعقیب قرار گیرد، این حالت نیز مشهود تلقی میگردد
تفریق و یکجا سازی قضایا
مادة چهاردهم
(1) خگارنوال ابتدائیه یا محکمه میتواند در حالات ذیل قضایای مختلف را باهم یکجا سازد
1- در صورتيکه مظنون یامتهم مرتکب جرایم متعدد شده است
2- در صورتیکه تحقیقات یا محاکمه های مختلف در رابطه با مرتکبین عین جرم صورت گرفته باشد
3-در صورتیکه عین شواهد به جرایم مختلف ارتباط داشته باشد
(2) خگارنوال ابتدائیه و محکمه میتواند در حالات ذیل قضایای مختلف را از هم تفریق و تفکیک نماید
1- در صورتیکه در رسیدگی قضایا تسریع بعمل آید
2- در حالیکه ارتکاب جرم توسط بزرگسالان و اطفال صورت گرفته باشد
ابطال اجراآت جزائی و عواقب آن
مادة پانزدهم
(1)اجراآت جزائی در حالات ذیل باطل شمرده میشود حتی بدون ارائه درخواست به قاضی
1- شخصیکه به حیث خگارنوال یا قاضی ایفای وظیفه مینماید، فاقد اهلیت قانونی باشد
2- در صورتیکه اجراآت در غیاب خگارنوال صورت گرفته باشد و حضور خگارنوال در اجراات طبق قانون حتمی باشد
عدم اعتبار اجراآت و عواقب آن
ماده شانزدهم
(1) هرگونه تخلفات اجرائی از احکام مندرج مادة پانزدهم در صورتی فاقد اعتبار شناخته میشود که اشخاص ذیدخل به آن اعتراض نمایند
(2) هرگاه اعتراض حین تحقیق و یا در جریان محاکمه مطرح گردد، محکمه ذیصلاح میتواند در مورد تجدید نظر اجراآت، تصمیم اتخاذ نماید
(3) اعتراض در هر قضیه به محکمه مرافعه و یا ستره محکمه تقدیم شده میتواند
(4) محکمه مرافعه و یا ستره محکمه بی اعتبار بودن اجراآت را زمانی اعلام میکند که متیقن گردد، تخلفات
اجرائی باعث انحراف در وقت تصمیم گيری دوسیه گردیده است

مقررات عمومی برای آگاهی
مادة هفدهم
(1) مکتوب های جلب و آگاهی توسط مامور ضبط قضائی ترتیب گردیده، به مراجع مربوط ابلاغ میگردد و از نتیجه اجراآت به اداره تقاضا کننده گزارش داده میشود
(2) مکتوب های جلب و اگاهی باید به آدرس محل سکونت شخص مورد نظر، راساً برای خودش یا اقارب بالغ و ی یا شخص که در عین خانه زندگی میکند، داده شود در صورتیکه تحویلی مکتوبهای جلب و آگاهی ممکن نباشد، مکتوب های جلب و آگاهی به آدرس مذکور تحویل داده میشود
(3) هرگاه شخص تحت توقیف قرار داشته باشد، مکتوب جلب و آگاهی از طریق آمر محبس به وی سپرده میشود
(4)هرگاه دریافت آدرس مسکونی شخص مورد نظر امکان پذیر نباشد، مامور ضبط قضائی مکلف است تحقیقات دقیق را غرض کشف محل سکونت و یا محل کار شخص مورد نظر انجام دهد در صورت عدم نتیجه این گونه تحقیقات، مامور ضبط قضائی مکلف است مکاتیب را به مرجع اداری که آخرین محل سکونت شخص مورد نظر تلقی میگردد، تحویل نماید
فصل دوم
احکام عمومی برای مظنون و متهم
وکیل مدافع
مادة هجدهم
(1) مساعدت های حقوقی برای مظنون و متهم توسط اشخاص مسلکی صورت میگیرد
(2) اسم و شهرت وکلای قانونی که دارای دیپلوم پوهنحگی های شرعيات یا حقوق باشند ضمن لست جداگانه در وزارت عدلیه تهیه میگردد
(3) مظنون و متهم درهمه حالات توسط وکیل مدافع منتخب شان مساعدت میشوند
مساعدت حقوقی
مادة نزدهم
(1)هرگاه مظنون و یا متهم توانائی مالی استخدام وکیل مدافع را نداشته باشد  برای آنها وکیل مدافع رایگان تحت شرایط ذیل تعیین میگردد
1- خگارنوال تحقیق یا محکمه مربوط به اساس درخواست مظنون یا متهم، وکیل مدافع را از میان لست وکلای قانونی برای شخص بی بضاعت تعیین نماید
2- شخصیکه وکیل مدافع رایگان برای وی تعیین میگردد، در صورت عدم رضایت حق دارد از قبول وکیل مدافع منتخبه اباء ورزیده و شخصاً از خود دفاع نماید
3- حق الزحمه وکیل مدافع منتخبه از بودجه دولت تمویل و اندازه آن توسط سند تقنینی مربوط تعیین
میگردد

ترجمان
مادة بیستم
در صورتیکه مظنون یا متهم به زبان مورد استفاده در تحقیقات و یا محاکمه آشنائی نداشته یا کر یا گنگ ویا کر و گنگ باشد، برای شان ترجمان تعیین میگردد تا آنها از جرم وادعائیکه بالای شان صورت گرفته آگاهی حاصل نمایند و همچنان در جریان استنطاق و مقابله به آنها کمک نماید
فصل سوم
راپور جرایم و نقش خگارنوال
راپور جرایم
مادة بیست و یکم
(1) مؤظفین پولیس مکلف اند در صورت اطلاع از وقوع هرنوع جرم حد اکثر در مدت (24) ساعت به خگارنوال ابتدائیه راپور دهند
(2) کارکنان دولتی مکلف اند از ارتکاب هر نوع جرم که حین اجرای وظیفه مطلع میشوند، به خگارنوال ابتدائیه راپور دهند
(3) اشخاص عادی مکلف اند صرف از وقوع جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور برا ی مامور ین ضبط قضائی یا خگارنوال ابتدائیه اطلاع دهند
تحریک دعوی جزائی
مادة بیست و دوم
(1) خگارنوال ابتدائیه مکلف است در صورت آگاهی یا دریافت راپور از وقوع جرایم در حوزه تحت صلاحیت خویش به تحریک دعوی جزائی جهت تعقیب تمام جرایم آغاز نماید، مگر اینکه قانون صراحتاً طور دیگری حکم نموده باشد
(2) ترک و متوقف ساختن دعوی جزائی و تعطیل سیر آن از طرف خگارنوال جواز ندارد، مگر در احوالیکه قانون تصریح کرده باشد
تحقیقات
مادة بیست و سوم
(1) خگارنوال ابتدائیه فعالیت های تحقیقاتی را شخصاً یا به کمک مامورین ضبط قضائی انجام میدهد
(2) هدف اصلی از تحقیق جنائی عبارت از کشف حقایق میباشد  خگارنوال ابتدائیه به منظور دست یافتن به این هدف حالات ذیل را در نظر میگیرد
1-ارزیابی همه جوانب و شواهد قضیه
2-آگاهی از ارتکاب جرم و یا عدم آن
3-کشف شخص و یا اشخاص مسوول
(3) خگارنوال حین انجام تحقیقات مکلف است دلایل اثباتیه یا تبرئه کننده جرم را علی السویه ارزیابی نموده، منافع اشخاص متضرر را در نظر بگیرد
احاله تحقیق
مادة بیست وچهارم
(1) هرگاه درجریان تحقیق ثابت گردد که صلاحیت رسیدگی به قضیه مربوط ولسوالی دیگر میباشد، خگارنوال ابتدائیه قضیه را به آن ولسوالی احاله مینماید
(2) هرگاه مظنون ادعا نماید که صلاحیت رسیدگی به قضیه، مربوط به خگارنوال ابتدائیه محل دیگر میباشد، وی میتواند در خواست احاله را به خگارنوال تحقیق کننده تقدیم نماید
(3) هرگاه خگارنوال تحقیق کننده از احاله دوسیه امتناع ورزد، مظنون میتواند به خگارنوالی فوقانی شکایت نماید، تصمیم خگارنوال فوقانی در زمینه نهائی میباشد

فصل چهارم
صلاحیت محاکم
صلاحيت رسیدگی جرایم
مادة بیست وپنجم
محکمه ولسوالی صلاحیت رسیدگی جرایم قباحت، جنحه و جنایت را مطابق احکام قانون دارا میباشد
صلاحیت حوزوی
مادة بیست و ششم
(1)شاخص صلاحیت حوزوی محکمه محلی است که جرم در محدوده جغرافیائی آن واقع شده باشد
(2) در صورت قصد ارتکاب جرم، صلاحیت رسیدگی قضیه را محکمه ای دارد که اخرین عمل ارتکاب یافته به جرم در آن محل تکمیل شده باشد
(3) در صورت جرم استمراری یا متوالی صلاحیت رسیدگی قضیه به محکمه ای مربوط میشود که جرم استمراری یا متوالی در آن محل ادامه و ختم گردیده باشد
(4) هرگاه به متهم بیش از یک جرم نسبت داده شود، صلاحیت رسیدگی قضیه به محكمه ای مربوط میشود که شدید ترین جرم در آن محل واقع گردیده باشد
(5) هرگاه محکمه حین رسیدگی به قضیه ایکه در آن چندین جرم ارتکاب گردیده باشد، تشخیص دهد که شدید ترین جرم در حوزه دیگری ارتکاب یافته، دوسیه را به آن محکمه احاله مینماید
تنازع صلاحیت
مادة بیست وهفتم
(1) در صورتیکه تنازع به اساس صلاحیت حوزوی میان دو محکمه ایکه در یک ولایت موقعیت دارند، واقع گردد، قضیه توسط رئیس محکمه مرافعه مورد رسیدگی قرار میگیرد
(2) هرگاه تنازع میان دو محکمه در ولایات مختلف باشد، دوسیه توسط ستره محکمه مورد رسیدگی قرار میگیرد
(3) حل و فصل تنازع صلاحیت حوزوی به اساس درخواست یکی از محاکم ذیدخل و یا خگارنوال مربوط صورت میگیرد
(4) فیصله مبنی بر حل و فصل تنازع صلاحیت به محکمه ذیصلاح احاله میگردد
فصل پنجم
پولیس عدلی وظایف و صلاحیت های آن
کتگوری پولیس عدلی
مادة بیست و هشتم
(1) افسران پولیس عدلی شامل کتگوریهای ذیل میباشند
1-افسران پولیس عدلی که در کدر عالی پولیس کشور قرار دارند
2- پولیس عدلی عادی که در مقام پائینتر از افسران پولیس عدلی قرار دارند
(2) وظایف و صلاحیت های پولیس عدلی طبق احکام اسناد تقنینی خاص به موظفین خدمات عامه دیگر محول شده ميتواند
نقش پولیس عدلی
مادة بیست ونهم
(1) پولیس عدلی وظایف خویش را به هدایت و دستور خگارنوال ایفا مینماید
(2) پولیس عدلی به منظور تامین عدالت مکلف است جرایم را کشف، شواهد و دلایل اثباتیه را جمع آوری و مظنونین را تعقیب نماید
گرفتاری توسط پولیس عدلی
مادة سی ام
(1) پولیس عدلی میتواند به صلاحیت خود در حالات ذیل شخص را گرفتار نماید
1- حین ارتکاب جرم جنایت یا جنحه ایکه جزای آن حبس متوسط باشد
2- شخصی که به حیث مرتکب جرم جنایت قلمداد شده و امکان غایب شدن او متصور باشد
(2) در سائر حالات، گرفتاری توسط پولیس عدلی به اساس دستور مقامات عدلی وقضائی با صلاحیت صورت میگیرد
استنطاق توسط پولیس عدلی
مادة سی و یکم
(1) پولیس عدلی بعد از گرفتاری شخص توسط خودش و تثبیت وی، دلایل گرفتاری را به وی ابلاغ و توضیح نماید، پولیس عدلی مکلف است حد اکثر در مدت (24) ساعت در همان جرم به استنطاق و بازجوئی مظنون اقدام مینماید
(2) پولیس عدلی مکلف است بعد از انجام استنطاق راپور اجراآت خود را به خگارنوال ابتدائیه مربوط ارسال و مظنون را غرض بازرسی و استنطاق بعدی به وی تسلیم نماید
اجراآت عاجل مامور ضبط قضائی
مادة سی ودوم
(1) مامورین ضبط قضائی حین ارتکاب جرم و موجودیت دلایل موجه برای انجام اجراآت عاجل جهت بدست اوردن دلایل که انرا ضروری بداند، تحقیقات ابتدائی ذیل را آغاز مینمایند
1- تلاشی شخص مظنون، منزل مسکونی و سائر محلات مربوط
2- ضبط اشیا و اسناد
3 – تفتیش سائر اشخاص، محلات و عکس برداری از آنها
4 – تقاضای کمک از متخصصین و اهل خبره جهت انجام اجراآت مربوط که مستلزم مهارتهای مسلکی باشد
(2) مامورین ضبط قضائی مکلف اند بلافاصله راپور اجراآت مربوط را به خگارنوال ابتدائیه ارائه نمایند
(3) وکیل مدافع، مظنون یا متهم حق دارد طبق احکام ماده (38)در تمام مراحل استنطاق و تحقیق قضیه حاضر باشند
فصل ششم
تحقیقات توسط خگارنوال
تائید تصامیم پولیس
مادة سی و سوم
(1) خگارنوال ابتدائیه مکلف است بعد از دریافت اطلاع در مورد اجراآت پولیس عدلی مندرج مواد 30 ،31، و32 بلافاصله در مورد تائید، رد و یا الغای آن تصمیم اتخاذ نماید
(2) خگارنوال ابتدائیه صلاحیت دارد، قبل از اتخاذ تصمیم در مورد تائید، رد ویا الغای اجراآت پولیس عدلی از ایشان توضیحات بیشتر مطالبه نماید
استنطاق از شخص گرفتار شده
مادة سی و چهارم
(1) خگارنوال ابتدائیه مکلف است در مدت (48) ساعت بعد از تسلیمی شخص به وی، استنطاق نماید
(2) خگارنوال ابتدائیه میتواند در صورتیکه ادامه توقیف شخص مظنون را ضرور نداند، به رهائی آن امر بدهد
گرفتاری و ضبط اشیاء توسط خارنوال ابتدائیه
مادة سی وپنجم
(1) خگارنوال ابتدائیه میتواند در جریان تحقیق به گرفتاری شخصیکه مرتکب جرم جنايت ياجنحه که مجازات ان حبس متوسط باشد گردیده و ضبط اشیای مرتبط به جرم امر صادر نماید
(2)شخص دستگیر شده در مدت 48 ساعت باید مورداستنطاق قرار گیرد

شرایط اقامه دعوی در مورد گرفتاری
مادة سی و ششم
هرگاه گرفتاری توسط پولیس عدلی صورت گرفته و از طرف خگارنوال تائید یا قرار توقیف توسط خگارنوال صادر گردیده و این قرار به قوت خود باقی مانده باشد و خگارنوال در ظرف (15) روز از تاریخ گرفتاری صورت دعوی را به محکمه تقدیم ننماید، متهم رهامیگردد، مگر اینکه به اثر درخواست به موقع خگارنوال مدت توقیف برای (15) روز دیگر تمدید شده باشد
جمع آوری دلایل و شواهد
مادة سی و هفتم
(1) خگارنوال ابتدائیه مکلف است در جریان تحقیق تمام دلایل و شواهد موجه را که به ضرر یا نفع مظنون باشد، جمع آوری نماید
(2) خگارنوال ابتدائیه در جمع آوری دلایل، اسباب و آلات اثبات جرم آزاد بوده، تابع شکلیات و قیودات خاص نمی باشد
(3) وسایل و مدارک اثباتیه اساسی قرار ذیل است
– شهود
– مقابله شهود
– شناسائی متهم طور بالمواجه در صف ( لاين اپ )
– تفتیش محل
– تلاشی
– ضبط اشیاء
– ارزیابی و معاینات تخصصی
– استنطاق
حضور وکیل مدافع
مادة سی و هشتم
(1) وکیل مدافع حق دارد در تمام مراحل جریان استنطاق مظنون حاضر باشد
(2) وکیل مدافع و مظنون حق دارند در جریان تلاشی، مقابله شناسائی مجرمین در بین صف، معاینه توسط اهل خبره و محاکمه حاضر باشند
(3) خگارنوال و پولیس عدلی مکلف است غرض حضور مظنون و و کیل مدافع وی در تمام مراحل تحقیق در صورت تفتیش،مقابله شهود، طرز العمل شناسائی ازروی صف و معاینات توسط اهل خبره ایشان رامطلع نمايند
این مکلفيت صرف در صورتی میتواند ساقط شود که احساس ضرورت عاجل در جرم مشهود یا خوف از بین رفتن دلایل الزام متصور باشد

نتیجه تحقیقات
مادة سی ونهم
(1) در صورتیکه خگارنوال در ختم تحقیقات تشخیص نماید که دلایل موجه وکافی الزام وجود ندارد، میتواند دوسیه راحفظ نماید
(2)مجنی علیه یا خگارنوال مافوق میتواند اعتراض خویش را علیه این تصمیم در مدت ده روز به محکمه مربوط ارائه نماید
(3)محکمه میتواند بعد از غور دوسیه، تصمیم خگارنوال را تائید یا رد نماید و یا برعکس از او تقاضا سپردن ادعانامه (صورت دعوی) را نماید
(4) در بعضی قضایای دیگر خگارنوال باید ادعانامه را به محکمه تسلیم و خواستار رسیدگی مسوولیت جرمی شخص توسط محکمه شود
(5) اقامه دعوی ( صورت دعوی ) حاوی نکات ذیل میباشد
– هویت و مشخصات کامل مظنون
– تعریف کامل جرم
(6) خگارنوال ابتدائیه باید دوسیه ای را که حاوی شواهد و قراین تحقیق است، ضم صورت دعوی به محکمه ارائه نماید  اشیا و اموال ضبط شده نیز به محکمه سپرده میشود
[
فصل هفتم
ابلاغ و نمایندگی در هنگام تحقیقات
ابلاغ برای مظنون
مادة چهلم
(1) مامور ضبط قضائی و خگارنوال ابتدائیه در جريان تحقيق مکلف است مظنون، وکیل مدافع و مجنی علیه را از فعالیت هایکه انجام میدهند اگاه نموده و انها حق دارند که حاضر باشند
(2) در صورت عدم موجودیت دلایل موجه جهت اتخاذ اقدامات فوری، ابلاغیه حداقل سه روز قبل از اجرای اقدام ارائه میگردد
(3) دلایل میعاد اضطراری که ایجاب میعاد کوتاه تر یا عدم ارائه ابلاغیه را نماید، به صورت واضح در اوراق تحقیق، تشریح و ثبت میگردد
ابلاغیه برای مظنون غایب یا وکیل قانونی وی
مادة چهل و یکم
(1) هرگاه تثبیت محلات مندرج ماده (17) امکان پذیر نباشد، ابلاغیه به وکیل مدافع که از طرف پولیس یاخگارنوال در هنگام تحقیق برای مظنون غایب تعیین گردیده است، سپرده میشود
(2) وکیل مدافع توسط پولیس یا خگارنوال به طور کتبی تعیین میگردد،در اینصورت وکیل مدافع وکالت شخص مظنون را به عهده میگیرد
(3) تصمیم اتخاذ شده در مورد تعیین وکیل مدافع برای مظنون غایب صرف الی ختم تحقیق مدار اعتبار میباشد
فصل هشتم
محاکمه
آغاز محاکمه
مادة چهل ودوم
(1) محکمه بعد از حصول صورت دعوی بلافاصله ورق ابلاغیه را که حاوی تاریخ و روز محاکمه میباشد، صادر میکند
(2) ورق ابلاغ شامل نام متهم، جرم نسبت داده شده همراه با شرایط حقیقی ان که در قانون ذکر شده، حداقل پنج روز قبل ازتاریخ محاکمه به متهم، وکیل مدافع اش، مجنی علیه و خگارنوال داده شود
دسترسی متهم به قرار تحقیق
مادة چهل و سوم
متهم و وکیل مدافع وی حق دارند که اسناد شامل دوسیه و اشیای ضبط شده مندرج فقره (6) ماده (39) را ملاحظه و اطمینان حاصل نمایند
متهم مصاب به اختلال عقلی
ماده چهل وچهارم
(1) هرگاه در جریان محاکمه احساس شود که متهم مصاب به امراض روانی گردیده و قادر به دفاع از حقوق خویش نمیباشد، محکمه صلاحیت دارد خود و یا به اثر تقاضای خگارنوال ابتدائیه جریان محاکمه را معطل و متهم را غرض انجام معاینات طبی اعزام نماید
(2)در صورتیکه در نتیجه معاینات طبی مریضی متهم ثابت گردد، جریان اجراآت الی صحت یابی وی معطل قرار داده میشود
(3) هرگاه متهم بعداً محکوم به حبس گردد، میعاد تداوی و معالجه دماغی از مدت حبس وی کاسته میشود
مکلفیت متهم مبنی بر حضور در محکمه
مادة چهل وپنجم
(1) متهم آزاد و یا توقیف شده مکلف است زمانی که حضور آن در پیشگاه محکمه غرض روبرو شدن با شهود یا حضور فزیکی آن در محکمه ضروری پنداشته شود، به محکمه حاضر گردد
(2) در صورتیکه متهم آزاد،در حالاتیکه در فقره (1) این ماده ذکر شده از حضور یافتن درمحکمه خود داری نماید، توسط پولیس به محکمه احضار میگردد
محاکمه غیابی متهم مفقود
مادة چهل و ششم
(1) در صورتیکه تسلیم نمودن ابلاغیه به متهم طبق حکم ماده (17) نسبت عدم تثبیت محل سکونت او امکان پذیر نباشد، محکمه به مفقودی وی حکم نموده، وکیل مدافع برایش تعیین، بعداً ابلاغیه برای وکیل مدافع متهم غایب داده میشود
(2) ابلاغیه مندرج فقره (1) این ماده درتمام موارد و مقاصد مرعی الاجرا میباشد
(3) حکم محکمه در مورد مفقودیت متهم و تعیین وکیل مدافع الی ختم میعاد آن اعتبار داشته و در احکام آینده هر بار تجدید میگردد
(4) محکمه مکلف است احکام جدید را بعد از جستجوی متهم غایب در محلات مندرج ماده (17) هر بار طور جداگانه صادر نماید
محاکمه متهم غایب جلب شده
مادة چهل و هفتم
(1) هرگاه ورقه احضاریه مندرج ماده (42) به متهم تسلیم داده شود مگر وی به محکمه حاضر نگردد، در این صورت محکمه برای وی وکیل مدافع تعیین مینماید
(2) ورقه احضاریه مطابق حکم مندرج ماده (17) مکرراٌ برای متهم ارسال میگردد
جریان محاکمه
ماده چهل و هشتم
در صورتیکه محاکمه ایجاب تدویر جلسات متعدد را نماید، محکمه مکلف است روز و ساعت جلسات بعدی را تعیین و از موضوع به متهم، وکیل مدافع و سایر اشخاص ذیدخل طور کتبی اطلاع دهد
حضور شهود و اهل خبره
ماده چهل و نهم
شهود و اهل خبره مکلف اند طبق مندرجات ورقه ابلاغیه تسلیم شده در جلسه قضائی حاضر گردند در صورتیکه انها بدون عذر موجه امتناع ورزند توسط پولیس به اساس حکم محکمه احضار و به پرداخت جریمه نقدی مبلغ (500) افغانی محکوم میگردد
سوگند
ماده پنجاه ام
(1) شهودیکه سن (14) سالگی را تکمیل نموده باشند، مکلف اند قبل از ادای شهادت بنام خداوند«ج» چنین سوگند یاد کنند که؛ جز حقیقت چیز دیگری را بیان نکرده و در شهادت خود صادق میباشند
(2)در صورتیکه شاهد کلمه اشهد بالله را با آگاهی اینکه، این کلمه معادل سوگند میباشد، ادا نماید؛ در این صورت وی مکلف نیست که بنام خداوند «ج» سوگند یاد نماید
استماع شهادت اطفال زیر سن (14) سالگی بدون یاد کردن سوگند صرف به منظور جمع آوری معلومات مجاز میباشد
قبولی شهود و اهل خبره
ماده پنجاه و یکم
(1) خگارنوال ابتدائیه مکلف است فهرست شهود و اهل خبره مورد نظر را توام با صورت دعوی، دلایل شهادت شهود و نظریات اهل خبره به محکمه ارائه نماید
(2)متهم و یا وکیل مدافع حق دارد لست شهود و اهل خبره را با توضیح دلایل شهادت و معاینات به محکمه ارائه نماید
(3) محکمه صلاحیت دارد اسمای شهود و اهل خبره را که شهادت شان در امر قضاوت موثر نباشد، از لست حذف نماید
(4) محکمه صلاحیت دارد شهود و اهل خبره ئی را که در فهرست های ارائه شده شامل نباشد،احضار نماید
نظم جلسه قضائی
ماده پنجاه و دوم
(1) رئیس نظم جلسه قضائی را به حاضرین توضیح و آنرا حفظ مینماید
(2) جلسات قضائی علنی بوده، هر شخص میتواند در آن حضور یابد مگر اینکه رئیس بخشی از جلسه یا تمام آنرا نظر به دلایل اخلاقی، حفظ راز خانوادگی یا حفظ نظم عامه سری اعلام نماید
(3) خگارنوال ابتدائیه، متهم و وکیل مدافع اش حق دارند که همیشه در جلسه قضائی حاضر باشند
(4) در صورتیکه مدعی علیه نظم جلسه را اخلال نماید، محکمه صلاحیت دارد اخلال کننده را از یک قسمت جریان رسیدگی قضائی خارج نماید، ولی حین ابلاغ حکم نامبرده را مجدداٌ به جلسه قضائی احضار مینماید
طرز رسیدگی قضائی
ماده پنجاه وسوم
(1) خگارنوال ابتدائیه مکلف است حین رسیدگی قضیه در جلسه قضائی اشتراک نماید
(2)متهم و وکیل مدافع اش حق دارند که حین رسیدگی قضیه در جلسه قضائی حاضر باشند
(3) رسیدگی به قضیه در جلسه قضائی با رعایت مراتب ذیل صورت میگیرد
1- در آغاز رسیدگی قضائی محکمه مربوط صورت دعوی را قرائت مینماید
2- در صورتیکه متهم تحت توقیف باشد، محکمه مکلف است فوراً قضیه را رسیدگی نماید که ایا توقیف قانونی است یا خیر؟ ودر صورتیکه توقیف او را غیر قانونی و غیر ضروری تشخیص دهد، به رهایی متهم فیصله را صادر مینماید
3- خگارنوال ابتدائیه قرار تحقیق قضیه را به شکل شفاهی با توضیح نتایج تحقیق ارائه مینماید
4 – پولیس عدلی که امور تحقیق را بدوش داشته، گزارش شفاهی فعالیت های انجام شده را ارائه مینماید
5 – شاهد اول مجنی علیه بوده بعداً اظهارات شهود دیگر و اهل خبره استماع میگردد
6- در صورتیکه متهم نخواهد از حق سکوت خویش استفاده کند، میتواند توضیحات لازم را ارائه نماید  متهم و وکیل مدافع میتواند شهود و اهل خبره را مورد سوال قرار دهند
7 – هرگاه شهود بنابر معاذیر صحی به پیشگاه محکمه حاضر شده نتوانند محکمه میتواند شهادت آنهارا در محل اقامت شان استماع نماید
8- خگارنوال ابتدائیه و وکیل مدافع میتواند از متهم سوال نماید
(4) محکمه در همه حالات میتواند در جلسات قضائی از شهود و متهم سوال نماید و عندالاقتضاء آن ها را به مقابله نظریات امر نماید
(5)متهم میتواند که به سوالات محکمه به اساس حق سکوت جواب ندهد

معافیت و امتناع از شهادت
ماده پنجاه و چهارم
(1) زوجین حق ندارند علیه یکدیگر شهادت دهند ولو که روابط زنا شوهری شان قطع شده باشد
(2) اصول، فروع و اقارب متهم تا درجه دوم در صورتی میتوانند از ادای شهادت علیه متهم امتناع ورزند که
– شاهد از اثر ارتکاب جرمی که طور قانونی به متهم نسبت داده شده است، متضرر نگردیده باشد
– در صورتیکه اصول، فروع و اقارب متهم تا درجه دوم راپور وقوع جرم را داده باشد
ارزش دلایل در اجراآت تحقیق
مادة پنجاه وپنجم
اوراق شهادت شهود و معاینات تخصصی اهل خبره که در جریان تحقیق جمع آوری گردیده است، میتواند اساس تصمیم را تشکیل دهد  مشروط بر اینکه نتایج نشان دهد که متهم و وکیل مدافع منتخب اش در هنگام جریان تحقیق حاضر بوده و در موقفی قرار داشتند که بتوانند سوال و یا اعتراض خویش را ارائه بدارند، در غیر آن اسناد فوق صرف جنبه قرینه را دارا میباشد
جرایم متعدد و شرایط ان
مادة پنجاه وششم
هرگاه در نتیجه تحقیق یا حین محاکمه استنتاج شود که جرایم اضافی و یا حقایقی که منجر به
حالات مشدده قضیه گردیده ولی در صورت دعوی از آن ذکری به عمل نیامده باشد، محکمه صلاحیت دارد که
بالاثر تقاضای خگارنوال ابتدائیه اتهام مربوط را به متهم و وکیل مدافع وی ( در صورت حضور )
ابلاغ و وقت کافی غرض دفاع به انها داده شود
تعریف مختلف از وصف جرمی
مادة پنجاه وهفتم
هرگاه محکمه تشخیص دهد که وصف جرمی متفاوت از جرم که در ادعانامه ذکر شده وجود دارد، مکلف است با نظرداشت حقایق و شرایط و جریان محاکمه اتهام وقت کافی به متهم و وکیل مدافع اش غرض دفاع بخاطر تعریف متفاوت از جرم بدهد
نتيجه محاکمه
مادة پنجاه وهشتم
خگارنوال ابتدائیه حق دارد در جریان محاکمه نظر خویش را اظهار نموده و از محکمه تقاضا کند تا تصمیم رد اتهام ویا حکم بر جزای متهم را با تعیین نوع و اندازه جزائیکه مناسب حال متهم باشد، صادر نماید
متهم یا وکیل قانونی درصورت حضور، دلایل دفع اتهام را به رئیس جلسه قضائی ارائه مینماید
فیصله محکمه
مادة پنجاه ونهم
(1) در پایان جریان محاکمه قاضی ختم رسیدگی قضیه را اعلام نموده، سالون محکمه را جهت تحریر حکم ترک مینماید
(2) قاضی بعد از تحریر حکم دوباره به سالون محاکمه داخل و حکم را ابلاغ مینماید، قرائت حکم حیثیت ابلاغ انرا دارد
در صورتیکه دلایل حکم توسط قاضی قرائت نشود، دلایل مذکور در مدت (15) روز از تاریخ صدور حکم از طرف محرر تنظیم و ترتیب و فیصله صادر میگردد
(3) خگارنوال ابتدائیه، متهم و وکیل مدافع او از جریان مندرج فقره (2)این ماده توسط محرر محکمه مطلع گردانیده میشوند
(4) در محاکمه غیابی متهم حق دارد که مطابق حکم ماده (47) ابلاغیه تصمیم قرائت شده را همراه با دلایل حکم که به دفتر تحریرات محکمه سپرده میشود، دریافت نماید
(5) ابلاغیه مندرج فقره (4) این ماده به وکیل مدافع طبق حکم ماده (46) تسلیم داده میشود
امر گرفتاری در فیصله
مادة شصتم
در صورتیکه محکمه متهم را به حبس بیش از سه سال محکوم نماید، در متن حکم میتواند امر گرفتاری وی را نیز صادر نماید
مندرجات فیصله
مادة شصتم ویکم
فیصله شامل مطالب ذیل میباشد
1- هویت متهم
2- تعریف حقایق و جزئیات شامل اتهام نامه
3- بیان خلص دلایل فیصله با اشاره به واقعیت های مشمول و احکام قانون مورد استناد
4- نص حکم
پرداخت مصارف اجرآات
مادة شصت و دوم
(1) حین تعیین مجازات، محکمه میتواند محکوم علیه را به تادیه مصارف که در جریان اجراات مصرف شده، امر نماید
(2) هرگاه اندازه مصارف مندرج فقره (1) این ماده حین صدور حکم تثبیت شده نتواند، محکمه حکم مبنی بر تادیه مصارف را صادر و به تحریرات محکمه هدایت میدهد که اندازه دقیق آنرا محاسبه نماید
فصل نهم
اجراآت مرافعه خواهی
تقاضای مرافعه خواهی علیه فیصله محکمه ابتدائیه
مادة شصت وسوم
(1) محکوم علیه یا خگارنوال ابتدائیه میتواند علیه فیصله محکمه ابتدائیه، مرافعه خواهی نماید
(2) مرجع با صلاحیت مرافعه خواهی ریاست محکمه مرافعه میباشد
(3) درخواست مرافعه خواهی به دفتر تحریرات محکمه صادر کننده حکم یا به دفتر تحریرات محکمه مرافعه مربوط در مدت (20) روز تسلیم داده میشوداین مدت با نظرداشت حالات ذیل محاسبه میگردد
1- در صورتیکه محکمه متن فیصله و دلایل آن را در ختم جلسه محاکمه و در حضور محکوم علیه و یا وکیل مدافع وی قرائت نموده باشد
2- در صورتیکه محکمه دلائل اصدار حکم را با حکم یکجا قرائت نه نموده و به محکوم علیه یا وکیل مدافع وی مجدداً ابلاغ نماید، در این حالت آغاز میعاد از تاریخ ابلاغیه دوم محاسبه میگردد
3- در صورتیکه فیصله در غیاب متهم صورت گرفته و ابلاغیه فیصله را دریافت نماید
4- در صورتیکه در عین فیصله بیشتر از یک شخص محاکمه گردیده باشد آغاز میعاد از تاریخ آخرین ابلاغیه محاسبه میگردد
توقف اجراآت و مرافعه خواهی در مورد متهم غایب
مادة شصت و چهارم
(1) فیصله محکمه مبنی بر غایب بودن متهم تا زمانیکه متهم شخصاً یا وکیل مدافع وی درخواست مرافعه خواهی را ارائه مینماید، جریان رسیدگی به قضیه متوقف میشود  در این حالت آغاز میعاد مرافعه خواهی برای متهم از زمان حاضر شدن وی شروع شده و ورق ابلاغیه طبق حکم ماده (17) به وی ارسال میگردد
(2) میعاد مرافعه خواهی برای خگارنوال زمانی شروع میشود که محکمه از تسلیم دهی ابلاغیه برای متهم به وی اطمینان دهد
(3) در صورتیکه متهم و خگارنوال طی میعاد متذکره درخواست مرافعه خواهی را ارائه ننماید، فیصله محکمه نهائی تلقی میگردد
طرز مرافعه خواهی
مادة شصت وپنجم
(1) درخواست مرافعه خواهی توسط متهم یا وکیل مدافع وی که در جریان محاکمه از وی وکالت نموده است و یاتوسط خگارنوال ابتدائیه امضاء و ارائه میگردد
(2) دفتر تحریرات محکمه دریافت کننده درخواست مرافعه خواهی ساعت و تاریخ تسلیمی آنرا ثبت مینماید
(3) در صورتیکه متهم مرافعه طلب نسبت بیسوادی و یا به علت دیگری قادر به امضاء نباشد، میتواند شصت بگذارد، دفتر تحریرات محکمه موضوع را در کتاب راجستر ثبت مینماید
(4) در صورتیکه شخص بیسواد بخواهد مرافعه طلبی نماید و قادر به ارائه متن کتبی درخواست نباشد، دفتر تحریرات محکمه بیانات وی را در کتاب راجستر محکمه ثبت مینماید
محتوای درخواست مرافعه خواهی
مادة شصت و ششم
(1) درخواست مرافعه خواهی شامل توضیح فیصله محکمه و ارائه دلایلی که به اساس آن فیصله مورد اعتراض قرار گرفته است، میباشد
(2) فیصله محکمه بنابر دلایل ذیل مورد اعتراض قرار گرفته میتواند
1- خطا در تطبیق قانون و وصف جرمی
2- ارزیابی و نتیجه گیری غیر واقعی از حالات و حقایق قضیه
3- خطا در تعیین جزا و اندازه آن
اجراآت مقدماتی مرافعه طلبی
مادة شصت و هفتم
(1) درصورتیکه درخواست مرافعه خواهی به دفتر تحریرات محکمه ایکه فیصله مورد اعتراض را صادر نموده سپرده شد، دفتر تحریرات مکلف است آنرا بلافاصله به محکمه مرافعه ارسال نماید و کاپی درخواست را در کتاب راجستر ثبت نماید در عین زمان دفتر تحریرات محکمه درخواست و دوسیه مربوط را با تمام اسنادی که در مرحله اجراآت قبلی تکمیل گردیده، توام با اشیای ضبط شده بلافاصله به محکمه مرافعه ارسال نماید
(2) درصورتیکه درخواست مرافعه طلبی به دفتر تحریرات محکمه مرافعه سپرده شود، رئیس محکمه مرافعه دوسیه و اسنادی را که در مرحله اجراآت قبلی تکمیل گردیده، توام با اشیای ضبط شده از محکمه ایکه فیصله مورد اعتراض را صادر نموده، مطالبه مینماید
(3) رئیس محکمه مرافعه مکلف است بعد از دریافت درخواست و اشیائیکه که در فقره (2) ذکر شده، تاریخ و ساعت جلسه قضائی را تعیین نماید تصمیم محکمه توسط پولیس به مرافعه طلب و خگارنوال مرافعه ابلاغ میگردد و ابلاغیه مشابه به خگارنوال ابتدائیه و محکوم سپرده میشود
(4) ورقه ابلاغیه حد اقل پنج روز قبل از تاریخ انعقاد جلسه قضائی به متهم، محکوم و خگارنوال ابتدائیه سپرده شود
(5) خگارنوال مرافعه، متهم، محکوم و وکیل مدافع حق دارند، اسناد را مطالعه و اشیای ضبط شده را مشاهده نمایند
صلاحیت محکمه مرافعه
مادة شصت و هشتم
(1) رسیدگی توسط محکمه مرافعه صرف منحصر به مواردی میباشد که اعتراض مرافعه خواهی در آن صورت گرفته باشد
(2) در صورتیکه درخواست مرافعه خواهی توسط خگارنوال به محکمه مرافعه ارائه گردیده باشد، محکمه میتواند یکی از تصامیم ذیل را اتخاذ نماید
1- متهمی را که از طرف محکمه ابتدائیه برائت حاصل نموده است، محکوم نماید
2- افزایش جزا در صورتیکه خطا در تاویل و تطبیق قانون شده باشد
(3) درصورتیکه درخواست مرافعه خواهی تنها توسط متهم به محکمه مرافعه ارائه گردیده باشد، محکمه مرافعه به هیچ وجه نمیتواند اندازه جزای را که توسط محکمه ابتدائیه تعیین شده، ازدیاد بخشد

رسیدگی به درخواست مرافعه طلبی
مادة شصت و نهم
(1) درصورتیکه محکمه مرافعه اجراآت تکمیل شده قبلی را به منظور اتخاذ فیصله مرافعوی کافی نداند، میتواند شهادت شهود و نظریات اهل خبره را که قبلاٌ در محکمه ابتدائیه بیان گردیده، استماع نموده و دلایل جدید را به مقصد صدور حکم جستجو و فراهم نماید
(2) درصورتیکه فراهم آوری دلایل جدید امکان پذیر نباشد، محکمه مرافعه به استناد اسناد موجود و دلایلی که در جلسه ابراز میگردد، حکم را صادر مینماید
فیصله محکمه مرافعه
مادة هفتادم
(1) درصورتیکه درخواست مرافعه خواهی درمیعاد معینه ارائه نگردد، محکمه مرافعه آنرا رد مینماید
(2) محکمه مرافعه تمام و یا قسمتی از فیصله محکمه ابتدائیه را تائید یا اصلاح مینماید
(3) محکمه مرافعه در فیصله خود میتواند به حبس یا رهائی محکوم تحت توقیف حکم نماید
(4) محکمه مرافعه احکام مندرج ماده (59) را حین صدور حکم رعایت مینماید
فصل دهم
اعتراض بر حکم به پیشگاه ستره محکمه
اعتراض علیه فیصله محکمه مرافعه
مادة هفتادو یکم
محکوم علیه، متضرر یا خگارنوال مرافعه میتوانند علیه فیصله محکمه مرافعه در حالات ذیل به پیشگاه ستره محکمه فرجام خواهی نمایند
1- در صورتیکه حکم محکمه مرافعه بر خطا در تطبیق یا تاویل قانون بنا یافته باشد
2- در صورتیکه حکم محکمه مرافعه به اساس مندرجات ماده (7) بنا یافته باشد
میعاد اعتراض
مادة هفتاد ودوم
درخواست اعتراض به دفتر تحریرات محکمه مرافعه صادر کننده حکم یا به دفتر تحریرات دیوان مربوط ستره محکه طبق شرائط مندرج فقره (3) ماده (63) در مدت (30) روز سپرده میشود
طرز اعتراض
مادة هفتاد وسوم
اعتراض بر حکم محکمه مرافعه با رعایت حکم ماده (65) قابل رسیدگی میباشد
اجراآت مقدماتی فرجام خواهی
مادة هفتاد وچهارم
(1) درصورتیکه درخواست فرجام خواهی به دفتر تحریرات محکمه ایکه فیصله مورد اعتراض را صادر نموده، سپرده شود، دفتر تحریرات مکلف است درخواست و دوسیه مربوط را با تمام اسنادیکه در مرحله اجراآت قبلی تکمیل گردیده، توام با اشیای ضبط شده بلافاصله به ستره محکمه ارسال و کاپی درخواست را در کتاب راجستر ثبت نماید  در عین حال درخواست فرجام خواهی به دفتر تحریرات دیوان مربوط ستره محکمه سپرده میشود رئیس دیوان مربوط دوسیه و اسنادی را که در مرحله اجراآت قبلی تکمیل گردیده با اشیای ضبط شده از محکمة که فیصله مورد اعتراض را صادر نموده، مطالبه مینماید
(2) در صورتیکه دیوان مربوط ستره محکمه اعتراض را دریافت نماید میتواند از دفتر تحریرات محکمه مرافعه تقاضا نماید تا دوسیه و اسنادی را که در مرحله اجراآت قبلی تکمیل گردیده با اشیای ضبط شده از محکمه که فیصله مورد اعتراض را صادر نموده، مطالبه نماید
(3) دیوان مربوط ستره محکمه مکلف است بعد از دریافت درخواست، دوسیه و سائر اسناد که در فقره سوم ذکر شده، تاریخ و ساعت جلسه قضائی را از طریق دفتر تحریرات خویش تعیین نماید، تصمیم محکمه توسط پولیس به متهم فرجام خواه مستانف و خگارنوال ابلاغ میگردد ابلاغیه مشابه باید به خگارنوال مستانف ومحکوم در حالیکه استیناف خواهی توسط خگارنوال صورت گرفته باشد، سپرده شود
(4) دفتر تحریرات دیوان مربوط ستره محکمه مکلف است حد اقل پنج روز قبل از تاریخ انعقاد جلسه قضائی ورق ابلاغیه را به متهم، محکوم و خگارنوال مرافعه نیز اخبار نماید
(5) متهم ، محکوم ، وکیل مدافع و خگارنوال حق دارند اسناد را مطالعه و اشیای ضبط شده را مشاهده نمایند
رسیدگی به درخواست فرجام خواهی
مادة هفتاد و پنجم
(1) قاضی دیوان مربوط ستره محکمه درشروع جلسه جریان قضیه را به طور شفاهی بیان نموده و موارد اعتراض به فیصله محکمه مرافعه و دلایل شکایت را توضیح مینماید،
فرجام خواه بعداٌ اعتراض خویش را به طور شفاهی ارائه نموده، انتقادات و اشتباهاتیکه به نظر او در فیصله وجود دارد و تخلفاتیکه از قانون صورت گرفته است بیان مینماید
متعاقباً جانب مقابل دلایل خویش را به رد اعتراض یا پشتیبانی از فیصله محکمه مرافعه ارائه مینماید
(2) در جریان مباحثه رئیس و اعضای دیوان مربوط ستره محکمه به منظور وضاحت بیشتر موضوع، سوالات خویش را مطرح نموده میتوانند
رئیس دیوان، جلسه قضائی را در پايان جلسه ترک نموده، در مورد قضیه تصمیم اتخاذ مینماید، بعداً رئیس دیوان به جلسه قضائی مراجعه نموده و حکم را قرائت مینماید
(3) رئیس دیوان میتواند دلایل صدور فیصله را قرائت یا به دفتر تحریرات دیوان مربوط بسپارد
رد اعتراض
مادة هفتاد وششم
ستره محکمه در حالات ذیل اعتراض را رد و فیصله محکمه مرافعه را تائید مینماید
1- در صورتیکه اعتراض در مدت معینه ارائه نشده باشد
2- در صورتیکه اعتراض به قضایای مندرج ماده (71) ارتباط نداشته باشد
3- درصورتیکه اعتراض مؤجه ثابت نشود
تعدیل فیصله مورد اعتراض
مادة هفتاد وهفتم
(1) در صورتیکه حکم محکمه مرافعه به استناد خطاء در تطبیق یا تاویل قانون بنا یافته باشد، این امر منجر به بطلان فیصله نمیگردد، مشروط بر اینکه تاثیر قاطع در حکم محکمه مرافعه نداشته باشد در این حالت دیوان مربوط ستره محکمه فیصله را اصلاح نموده، در زمینه به محکمه صادر کننده فیصله اطلاع میدهد
(2) در صورتیکه در فیصله مورد اعتراض اندازه و نوع جزا طور غلط درج گردیده باشد، این امر نیز موجب بطلان فیصله نگردیده، تصحیح توسط ستره محکمه صورت میگیرد
(3) دیوان ستره محکمه به شکل مستقیم فیصله مورد اعتراض را ولو که در اعتراضیه معترض شامل نباشد، میتواند تصحیح نماید، مشروط بر اینکه احکام قانون بیشتر به نفع متهم باشد
ابطال بدون ارجاع
مادة هفتاد و هشتم
(1) دیوان ستره محکمه فیصله مورد اعتراض را در حالات ذیل باطل اعلام میدارد
1- در صورتیکه اتهام مطابق احکام قانون جرم پنداشته نشده باشد
2- در صورتیکه جرم تحت مرور زمان آمده باشد
3- درصورتیکه قضیه طور غیر قانونی تعقیب گردیده باشد
4- در صورتیکه فیصله مورد نظر خارج حوزه صلاحیت قانونی محکمه مرافعه باشد
5- در صورتیکه حکم در مورد شخص دیگری صادر شده باشد
6- در صورتیکه ثابت شود که در عین قضیه در مورد آن شخص قبلاً فیصله صورت گرفته باشد
7- در صورتیکه دیوان ستره محکمه ارجاع قضیه و یا تعدیل آن را به اساس اسناد موجود غیر ضروری تلقی نماید
ارجاع به محکمه مرافعه مماثل
مادة هفتاد ونهم
(1) در صورتیکه شرائط مندرج مواد (76 ،77 و 78) در قضایای وارده موجود نباشد، دیوان مربوط ستره محکمه فیصله را نقض نموده، دوسیه را غرض رسیدگی به محکمه مرافعه مماثل و یا همان محکمه مرافعه اولی ارجاع مینماید، مشروط بر اینکه قضات فیصله کننده اولی در حل وفصل دوسیه اشتراک ننمایند
(2) دیوان مربوط ستره محکمه حین اجرای دوسیه به محکمه مماثل یا محکمه مرافعه اولی هدایت لازم را صادر مینماید که در رسیدگی مجدد قابل رعایت میباشد
(3) فیصله محکمه مرافعه مطابق به احکام ماده (71) میتواند مورد اعتراض قرار گیرد
صلاحیت ستره محکمه در صدور فیصله
مادة هشتادم
ستره محکمه صلاحیت دارد فیصله مورد اعتراض را کلاً ویا قسماً نقض نماید

فصل یازدهم
تجدید نظر بر فیصله نهائی محاکم
تجدید نظر بر فیصله
ماده هشتادویکم
در احوال ذیل مطالبه تجدید نظر بر فیصله های نهائی در قضایای جنحه و جنایت جهت منفعت محکوم علیه صورت گرفته میتواند
1– اگر حقایقیکه به اساس ان حکم استوار باشد با حقایقیکه در فیصله نهائی دیگر وجود دارد، مطابقت نداشته باشد
2- در حالتیکه حکم جزائی بر یک حکم صادره از یک محکمه مدنی بنا یافته باشد وحکم محکمه مدنی مذکور ملغی شود
3 – در حالتی که بعد از حکم وقایعی حادث یا ظاهر شود یا اوراقی تقدیم گردد که در وقت محاکمه معلوم نبوده و ممکن است این واقعه یا اوراق برائت محکوم علیه را ثابت سازد
4- درحالتیکه شهادت زور ( دروغ) ، تزویر مستند و یا بعضی اعمال غیر قانونی شهود یا اهل خبره ظاهر گردد، محکمه فیصله نهائی را در مورد شان صادر میکند
5- در حالتی که متهم در جرم قتل محکوم علیه قرار گیرد، عناصر جدید دلالت کننده رخ بدهد که عدم وقوع قتل شخص را ثابت نماید
6- اگر حکم در ختم جریان بدون آگاهی رسمی متهم صادر یا اینکه در جریان محاکمه حق حاضر شدن به وی داده نشده که در نتیجه آن ازحق انتخاب وکیل مدافع محروم گردیده و یا اینکه علت عدم حضور محکوم علیه بصورت روشن و واقعی معلوم نبوده و یا اینکه محکمه به این امر متوجه نگردیده باشد
حق تجدید نظر
مادة هشتاد و دوم
خگارنوال و محکوم علیه یا وکیل مدافع، اقارب نزدیک یا وارثین وی حق دارند بر فیصله نهائی محاکم تقاضای تجدید نظر نمایند
به هر صورت اخذ موافقه محکوم علیه بر تقاضای تجدید نظر ضروری پنداشته میشود
مگر اینکه نزد محکمه ثابت شود که محکو م علیه فاقد اهلیت قانونی میباشد در این صورت و کیل مدافع، اقارب نزدیک و یا وارثین میتوانند بدون موافقه محکوم علیه تقاضای تجدید نظر نمایند
اجراآت تجدید نظر
مادة هشتاد و سوم
(1) در خواست تجدید نظر توام با اسنادیکه مطالبه تجدید نظر به آن استناد گردیده ، به مقام ستره محکمه تقدیم میگردد
(2) به استثنای حکم اعدام، درخواست تجدید نظر مانع تطبیق فیصله مورد اعتراض نمیگردد
(3) در خواست تجدید نظر توسط هیئت مرکب از یک قاضی ستره محکمه و دو قاضی مرافعه که از طرف رئيس ستره محکمه تعیین میگردند، ارزیابی ومورد رسیدگی قرار میگیرد  لوی خگارنوال نظر خویش را در مورد درخواست تجدید نظر اظهار میدارد
(4) در صورتیکه هیئت، درخواست تجدید نظر را موجه تلقی نماید، درخواست را همراه با دوسیه مربوط به ستره محکمه تقدیم مینماید در غیر آن هیئت درخواست مذکور را رد مینماید این تصمیم قابل اعتراض نمیباشد
(5) در صورتیکه درخواست تجدید نظر و دوسیه مربوط آن به ستره محکمه مواصلت نماید، ستره محکمه تاریخ رسیدگی قضیه را تعیین و حد اقل پنج روز قبل از شروع جلسه، آنرا به معترض ولوی خارنوال ابلاغ مینماید
خگارنوال و محکوم علیه و یا وکیل مدافع حق دارند نظریات شانرا در جلسه رسیدگی قضیه در مورد تجدید نظر ابراز نمایند
(6) در صورتیکه محکمه، مطالبه تجدید نظر معترض را تائید و شکایت ثابت گردد، حکم را باطل و برائت وی را
اعلام میدارد
(7) درصورتیکه نزد ستره محکمه در خواست تجدید نظر بی مورد ثابت گردد، آنرا رد مینماید
(8) درصورتیکه نزد ستره محکمه ثابت گردد که درخواست تجدید نظر به ارزیابی بیشتر ضرورت دارد، دوسیه را توام با هدایت لازم به محکمه مماثل و یا محکمه ایکه فیصله آن مورد اعتراض قرار گرفته است ارجاع مینماید، مشروط بر اینکه قضات آن غیر از قضات اولی باشد که حکم را صادر نموده اند
(9) رسیدگی به قضیه مورد تجدید نظر مطابق قواعد مرعی الاجرا برای استماع دعاوی صورت گرفته وفیصله اتخاذ شده جانشین فیصله قبلی میگردد  اعتراضی که بر فیصله اولی مجاز بوده بر فیصله اخیر نیز مجاز میباشد
(10) در صورتیکه محکوم علیه به اساس تجدید نظر برائت حاصل نماید، محکمة متشکل از غیر قضات اولی، حکم اعاده مصارف اجراآت و سایر مصارفی را که محکوم علیه به پرداخت آن در نتیجه حکم قبلی مکلف گردیده است، صادر مینماید  در صورت وفات محکوم علیه مصارف به ورثه وی پرداخته میشود
(11) در صورتی که درخواست تجدید نظر رد گردد، محکوم علیه نمیتواند مجدداً به اساس عین دلایل قبلی تقاضای تجدید نظر نماید

فصل دوازدهم
تطبیق فیصله های نهائی محاکم
تطبیق فیصله ها
مادة هشتاد وچهارم
تطبیق فیصله های نهائی محاکم مطابق حکم فقره (4) ماده (8)از وظایف خگارنوال میباشد
تطبیق مجازات حبس
مادة هشتاد وپنجم
(1) خگارنوال صلاحیت دارد، امر گرفتاری و حبس محکوم علیه را که قبلاً توقیف نشده باشد، به پولیس محل صادر نماید
(2) هرگاه سکونت محکوم علیه خارج از حوزه صلاحیت پولیس محل باشد، آمر پولیس دستور صادره را به آمر پولیس ذیصلاح محل مربوط ارسال مینماید  همان خگارنوال میتواند دستور را مستقیماً به آمر متذکره بفرستد
(3) هرگاه محکوم علیه قبلاً در توقیف باشد، خگارنوال مکلف است وزارت عدلیه را در مورد تقاضا تطبیق حکم باخبر سازد این اطلاعیه مشتمل بر هویت و سایر خصوصیات شخص ، تذکر فیصله قضائی و جزای تعیین شده میباشد
تطبیق مجازات بدیل حبس
مادة هشتاد وششم
(1) خگارنوال صلاحیت دارد امر تطبیق مجازات بدیل حبس را با نظرداشت احکام فقره های (2) ماده (85) به آمر پوليس محل صادر نمايد
(2) پولیس مکلف است وقتاً فوقتاً از عملکرد محکوم علیه نظارت نموده، گزارش آن را به خگارنوال مربوط ارائه نماید
(3) در صورتیکه محکوم علیه مخالف دساتیر محکمه عمل نموده باشد، خگارنوال موضوع را به محکمه مربوط اطلاع میدهد  محکمه میتواند تجویز اتخاذ شده را لغو و استمرار حبس حکم شده را جاگزین آن نماید
تطبیق جرایم نقدی
مادة هشتاد و هفتم
(1) خگارنوال میتواند دستور تطبیق جریمه را به وزارت عدلیه بسپارد
(2) وزارت عدلیه مستقیمآ یا به اساس تقاضای همکاری از نهاد های مالی میتواند مبالغ ذکر شده که تسلیم وزارت مالیه خواهد شد، جمع آوری نماید
تطبیق فیصله مبنی بر ضبط اشیاء
مادة هشتاد و هشتم
(1) خگارنوال امر مصادره اشیاء و دارائی محکوم را به آمر پولیس محل که اشیاء و دارائی در آن موقعیت دارد، صادر مینماید  این امر مشتمل بر یادداشت های ضروری برای تثبیت علایم و مشخصات اشیاء و دارائی متذکره میباشد
(2) حکم مصادره اشیاء و دارائی توسط پولیس تطبیق میگردد
احکام خاص برای تنفیذ
مادة هشتاد و نهم
(1) مدت گرفتاری قبل از فیصله نهائی از مدت حبس کاسته شده یا بدیل مجازات تطبیق میشود
(2) در صورتیکه حکم حبس بالای زنیکه شش ماهه حامله بوده، صادر گردیده باشد، خگارنوال صلاحیت دارد تطبیق حکم را الی مدت چهار ماه بعد از وضع حمل به تعویق اندازد
(3) در صورتیکه محکوم علیه به امراض روانی مصاب گردد، خگارنوال صلاحیت دارد امر تطبیق حکم را الی اعاده صحت اش متوقف و هدایت دهد تا وی را به شفاخانه جهت معالجه و تداوی انتقال نماید  مدت معالجه و تداوی از مدت حبس محکوم بها کاسته میشود
(4) در صورتیکه محکوم علیه به امراض صعب العلاج مصاب بوده وسپری نمودن مجازات حبس در محبس برای صحت وی زیانمند تمام شود به اساس پیشنهاد کمیسیون طبی مؤظف خگارنوال صلاحیت دارد تطبیق حکم را متوقف نماید  در صورتیکه صحت شخص یاد شده اعاده گردد، حکم به حبس بلافاصله تطبیق میگردد مدت معالجه از مدت حبس محکوم بها کاسته نمیشود
(5) در صورتیکه زن و شوهر همزمان به ارتکاب جرایم واحد یا جداگانه به حبس کمتر از یکسال محکوم گردیده باشند، خگارنوال صلاحیت دارد حکم حبس یکی از آن ها را به تعویق اندازد، مشروط بر اینکه رها شونده مجرم متکرر نبوده و مسئولیت سرپرستی طفلی را که عمر آن کمتر از پانزده سال بوده، بدوش داشته باشد  حکم حبس زمانی تطبیق میگردد که طفل به سن پانزده سالگی برسد
فصل سیزدهم
رهائی مشروط
تعریف
مادة نودم
رهایی مشروط عبارت ازتصمیم رهایی محکوم علیه قبل از ختم مدت حبس اش که تحت شرایط خاص قرار دارد، میباشد این مدت معادل مدت حبس وی میباشد
شرائط رهائی مشروط
مادة نود و یکم
(1) رهایی مشروط به شخصی اعطا میشود که درنتیجه یک یابیشتر از یک جرم محبوس و مدتی از حبس را سپری نموده و سلوک و روش او حین اقامت در محبس دلالت بر اصلاح اخلاق اجتماعی او نماید این سهولت به شخص اعطا میشود که سه چهارم مدت حبس محکوم بها راتکمیل و یا حداقل مدت (9) ماه را درمحبس سپری نموده باشد
در مورد جزا حبس ابد این سهولت میتو اند به کسی اعطا شود که 15 سال حبس را سپری نموده باشد
(2) تصمیم در مورد رهائی مشروط محکوم علیه به اساس پیشنهاد آمر محبس توسط محکمة باصلاحیتی که محکوم علیه در حوزه قضائی آن محبوس است، اتخاذ میگردد
محکمه در حکم خویش سلوک و روشی را که محکوم علیه در آینده آن را رعایت کند، ذکر مینماید
(3) پولیس مکلف است روش و سلوک محکوم علیه تحت رهائی مشروط را مراقبت نموده، وقتاً فوقتاً به خگارنوال مربوط گزارش دهد
الغای حکم رهایی مشروط
مادة نود دوم
(1) در صورتیکه شخص تحت رهائی مشروط قبل از انقضای میعاد محکوم بها مرتکب جرم دیگری شود و یا شرائط مندرج حکم رهائی مشروط را نقض نماید، در اینحالت حکم رهائی مشروط لغو میگردد
(2) در صورت لغو حکم رهائی مشروط، نصف مدت سپری شده تحت رهائی مشروط از مدت حبس محکوم بها کاسته میشود
(3) محکمه ایکه حکم رهائی مشروط را به اساس تقاضای خگارنوال صادر مینماید، تصمیم مبنی بر لغو آن را نیز اتخاذ مینماید
اجراآت
مادة نود و سوم
(1) محکمه در مورد اصدار حکم رهائی مشروط محکوم علیه و یا لغو آن بعد از استماع اظهارات محکوم علیه و خگارنوال تصمیم اتخاذ مینماید
(2) قبل از اینکه محکمه در مورد رهائی مشروط تصمیم اتخاذ نماید، دلایل آمر محبسی را که محکوم علیه قبلاً در آن میعاد حبس خود را سپری نموده است ، استماع مینماید
فصل چهاردهم
اشکال در تنفیذ
صلاحیت و اجراآت
مادة نود و چهارم
(1) محکمه مندرج فقره (4) ماده (8) صلاحیت دارد به اساس تقاضای محکوم علیه یاخارنوال اشکال در تنفیذ حکم را بررسی نماید
(2) در صورتیکه محکمه اشکال را مؤجه نداند، از بررسی آن خود داری مینماید، در غیر آن شکایت محکوم علیه یاخگارنوال را استماع نموده، تصمیم قانونی اتخاذ و هدایت لازم را غرض بهبود وضع به آمرمحبس صادر مینماید
(3) فیصله به محکوم علیه ، خگارنوال و رئیس محبس ابلاغ میشود
(4) در صورتی فیصله مورد مرافعه خواهی قرار گرفته میتواند که تخطی شدیدی از حقوق بشرصورت گرفته باشد
تنازع ملکیت ها
مادة نود و پنجم
در صورتیکه محکمه جزائی نتواند موضوع تنازع ملکیت اشیاء یا دارائی مصادره شده را به اساس اسناد و دلایل موجود حل نماید، موضوع توسط محکمه مدنی یا جرگه های صلحیه حل و فصل میگردد
فصل پانزدهم
احکام متفرقه
وکیل مدافع مؤقت
مادة نود وششم
از ان جا یکه در حال حاضر در کشور وکلای مدافع به تعداد کافی وجود ندارند،وهمان طوریکه در ماده 18 ذکر شده است، متهم یا مظنون میتوانند به اشخاص تحصیل یافته که به قضایای حقوقی عالم باشند، مراجعه نمایند
به این منظور رئیس هر محکمه لست اشخاص واجد شرایط را که در مرکز از طرف وزارت عدلیه و در ولايات ازطرف ادارات قضایای دولت به محاکم مرافعه معرفی میشوند، ترتیب مینماید

ولسوالی های بدون محاکم
مادة نود و هفتم
در صورتیکه در بعضی ولسوالی ها محاکم نسبت عوامل مختلف فعال نباشد، محکمه ابتدائیه مرکز تمام جرایمی را که در حوزه صلاحیت ولسوالی متذکره ارتکاب میگردد، رسیدگی مینماید
تاریخ انفاذ و مدت آن
مادة نود و هشتم
این قانون از تاریخ توشيح نافذ و در جریده رسمی نشر میگردد
این قانون تا وقت وضع قانون اجراآت جزای که توسط شورای ملی منتخب ترتیب میشود قابل اجرا بوده مگر اینکه شورای ملی در مورد این قانون یا اصلاح ان تصمیم اتخاذ نماید
با انفاذ این قانون هر حکمی از احکام قوانینی که متناقض با حکمی از احکام این قانون باشد، ملغی شناخته میشود